تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5147

مساهمون:

ص٥١٤٧
حضرت و الا نشود و اگر كار لازمى داشته باشند به شخص خود سركار اظهار دارند و به اقوال مغرضين و مفسدين هم گوش ندهند . به هرحال از هر طرف اقدامات لازمه شده است . ( پايان‌نامهء افخم الدوله )

علت توسل به سفارتخانه‌ها - ميرزا كوچك خان

اين است اوضاع مملكت ما كه متصل بايد به وسيلهء يكى از سفارت‌خانه‌ها ايمن بود و تقصير هم با خودمان است . حالا كه روس از بين رفت ميرزا كوچك خان و عثمانى به ميان آمده . پس چرا گفتند روس‌پرست نباشيد و چرا نمىگويند عثمانىپرست و آلمانىپرست نباشيد . معماى لاينحلى است . دولت ما چرا يك كلمه حرف نمىزند . باز معماست . كوچكترين حركاتى كه از ميرزا كوچك خان صادر شده از هركس صادر شده بود فرياد روزنامه‌نويسها و مردم بلند شده بود ، حالا هيچ نمىگويند . چيزهائى است كه عمر باشد آشكار خواهد شد . چنانچه وقايع زمان حركت شاه و رفتن مردم به قم آشكار شد .

ميرزا كوچك خان رشوندست

در رودبار كه رفتم گفتند ميرزا كوچك خان اصلا رشوند است از رشوندهاى رودبار كه سابقا جمعى از آنها به رشت رفته توطن اختيار كردند ، ليكن خودش مايل نيست به اين سمت معرفى شود . اين مسئله را هم سالار سعيد از رشوندهاى رشت كشف نموده بود . من به ميرزا اسحق قسم دادم به رشوندهاى الموت نگويد كه اين هم مزيد بر علت خواهد گرديد . من همين‌قدر مىدانم هر آشوبى ، هر انقلابى ، هر هرزگى ، هر جنگى در ايران واقع شود من و الموت و الموتى از آن مستثنى نمىباشيم و آخرش نصيب و قسمتى به ما عايد مىشود . حالا مال ايران جاى خود دارد . هيچ مناسبت دارد آلمان با روس جنگ مىكند من چند ماه مبتلاى آن باشم ، در حالىكه نه در خط حركت آنها ، نه در دايرهء محاربهء آنها واقع شده‌ام .

سفير اطريش هنگرى و شعر فارسى

اين سفير اطريش هنگرى را من در باغ شمران كه ديدن حضرت اقدس و الا آمده بود ملاقات كردم . پيرمرد بلندقدى بود . مدتها در مصر و شام و خاك عثمانى مأموريت داشته ، چند سال است در ايران مىباشد . عربى ، تركى ، فارسى سواى السنه اروپائى مىدانست . شعرى هم در فارسى گفته بود كه من با كمى حافظه يادم مانده و آن شعر اين