به طرز قديم يعنى تند و طولانى الحمد للّه شده . كوه البرز مثل تخممرغ سفيد است ، انصافا حظّ مىدهد . اميد است سال آتيه مردم از اين عسرت نجات يابند . اما حالت حاليهء طهران از حيث كثرت فقرا و مردم پريشان خيلى اسفآور و محل رقت است ، قسمى كه هر روز يك عدهء كثيرى تلف مىشوند . در كوچه و خيابان متصل مردم افتاده و بىحال ديده مىشود ، خصوص بچههاى كوچك لخت و برهنه كه نوشتن ندارند . اولاد نظام الملك مشغول فروش اسباب و اتمام كار هستند .
تاورنيه ، شاردن ، فلاندن
از سفرنامه آنچه مرقوم شده بود خواندم و مىدانستم خوب كتابى است كه بايد بيشتر بخوانيد دو سه مرتبه . تصاوير آن معلوم نيست چه شده . اما از بابت تختجمشيد اولا آن ترجمهء تاورنيه لغو است . ثانيا تاورنيه كمالات زياد علمى نداشته و سهوهاى او را شاردن مىنويسد .
ولى شاردن باهوش و بافراست بوده . علاوهبر آن فلاندن و كرپورتر و ساير سياحان با علم عهد جديد مىنويسند در دنيا نظير تختجمشيد يا پيدا نمىشود يا از او بهتر نيست .
شاردن مىنويسد بهترين بناى كهنهء دنيا هرمان مصر است . اما هرمان چيزى نيست جز اجتماع سنگهاى روى هم روى هم . در حالىكه تختجمشيد تمامش علم است ، تمامش صنعت است و مناسبتى با هرمان ندارد .
به هرحال وقتى كه سفرنامهء فلاندن را بخوانيد و تصويراتى كه كشيده ببينيد آنوقت ملتفت عظمت بنا و لياقت دست كارگران آن عهد را بهتر ملتفت مىشويد . شاردن هم به تمام امامزادهها و حمامها و غيره رفته است . در عهد صفويه متعصب بودند . ولى چون فارسى مىدانستند كسى ملتفت مذهبش نبوده است . از تمام جزءجزء داخل و خارج حرم حضرت معصومه عليها السلام شرح طولانى مىدهد .
فرنگيها زرنگ و باهوش هستند . كارشان را پيش مىبرند ، خواه قديم خواه جديد .
اهميت اروپا
اگر در دنيا يعنى كرهء زمين ، اروپا و اهل فرنگ خلقت نشده بودند چه قديم يونان و روم چه امروزه و ساير ملل اروپا اين كرهء زمين در مقابل كرات ديگر خجل و شرمسار بود .
زيرا هرچه هست و هرچه بوده از آنجاست كه توانستهاند نگاه دارند ، توانستهاند ترقى بدهند ، توانستهاند از سابقين بهره بگيرند ، و الا ايران يا جاى ديگر اگر يك عهدى عالم داشته دنبال علم او نرفتهاند تا از ميان رفت .