تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5142

مساهمون:

ص٥١٤٢
مىشود باز كميتهء مجازات يا چيزى شبيه آن وجود دارد . به توسط پست شهرى به ادارهء ما رسيده كه مندرجات ذيل را در ژلاتين حاوى و تقاضاى درج نموده ، ما هم به نام حريت مطبوعات درج مىكنيم عينا . ادارهء جريدهء رعد - به نام آزادى مطبوعات درج شود .

تازيانهء عبرت

ضربات متوالى هنوز اثرى در هيئت دولت و مسؤولين مقدرات مملكت ننموده . هرچه روز مىگذرد بدبختى و ذلت شديدتر و خطر انقراض و اضمحلال ايران قريب‌تر مىشود . در مواقع خطر حتى در حيوانات هم حس اتحاد و اجتماع براى دفاع پديدار ، ولى گويا حس حيوانات را هم فاقد شده‌ايم . بسيار خوب هرچه حكومت بىاعتنائى كند خطر را به خود قريب‌تر مىنمايد . خائنين و لو از هر طبقه باشند به جزاى اعمال خود مىرسند . قائم‌مقام الملك كه يك روزى خود و پدرش به نام روحانيت چندين ده هزار تومان مال مملكت را چاپيدند و ذخيره نمودند اكتفا ننموده به حمايت استبداد روس آزاديخواهان را در تحت شكنجه و عذاب قرار داده و به قضاوت سرّى خود يوسف خان و عده‌اى از آزاديخواهان را به دار آويخت . سپس شرم نكرده با كمال وقاحت با عمامه و لباس اسلام آتاشه ميليتر سفارت روس شده بود و پس از اضمحلال رژيم روسيه مجدد به حركات ارتجاع‌كارانه و تحريك به تشكيل هيئت علميه و بسط اقتدار و سلطنت مفت‌خواران اشتغال يافته بود . اكنون براى تنبيه دولت و احزاب كه به جديت درصدد اتحاد و دفع خرابيها برآيند حكم اعدام اين خائن صادر و امر به اجرا شد ( آن‌وقت خيال مىكردند مرده يا خواهد مرد ) و مجدد دولت را تذكر مىدهيم كه اگر به فوريت اين اساس پوسيده را مبدل به يك ترتيب جديدى نسازند مسؤول و خيانت‌كار است . در خاتمه هيچ‌يك از احزاب و افراد حق ندارند استفاده از فداكاريهاى ديگران نموده عمليات شجيعانه ترقىطلبان را به خود نسبت دهند . شعبهء اجرائيه مركزى .

جواب قائم‌مقام الملك

قائم‌مقام الملك در دو نمرهء بعد جوابى مىدهد خيلى مفصل كه اولا من و پدرم و جدم چه وقت داخل امر ديوان بوديم كه مال ملت را خورده يا جمع نموده باشيم . ثانى يوسف خان و ديگران را روسها به دار زدند و اين عمل فقط در رشت صورت نگرفت ، در اغلب جاها وقوع يافت . ما هم جزو تماشاچيها بوديم . اگر كسانى كه اين قضايا را ديدند مقصر و محرك بايد قلم رود همه حال ما را دارند . ثالث ، قضيهء سه روز قبل شما ثابت مىكند كه ما براى چه پناه به روسها برده بوديم . اگر به شما ذره‌اى نشان مىدادند در