هفت سوراخ مخفى مىشديد . هنگامى كه مرا شكار خود قرار داديد ديديد مشغول چه كار بودم كه همان كارهاست كه باعث نجات و فلاح من و ديگران مىشود ( پول به فقير مىداد كه زدندش ) . در پناهندگى خودم هم هزار قسم خدمت نموده . هستند جماعت دموكراتها و ديگران كه به واسطهء زحمات من ايمن شده و از دست تعدى و قتل نجات يافتند .
از دم صبح باد سرد شديدى برخاست . للّه الحمد مقارن ظهر اين باد موفق به پراكنده نمودن ابرها شد و آسمان صاف شد . شب پنجشنبه 8 ج 2 .
نوروز 1336
جمعه 16 شهر جمادى الثانيهء 1336 ، هشتم حمل ، 29 مارس 1918 ميلادى - پنجشنبهء گذشته كه هشتم ماه جمادى الثانيه بود هفت ساعت و سى و پنج دقيقه و چهارده ثانيه از آفتاب گذشته اول حمل سنهء يونت ئيل تركى بود . على الرسم هفتسين روى كرسى انداخته با بچهها نشستيم تا تحويل شد . خداوند به همه ايرانيها اين سال نو را مبارك گرداند ، از اين قحطى و ناامنى نجات دهد . به همهكس در ايلان ئيل تلخ و بد گذشت . تا چهارم عيد باز هوا ترشحى داشت . سه روز است آفتاب شده گدوك به كلى مسدود شده طورىكه مىگويند دو ماه ديگر باز نخواهد شد و به اين جهت مردم اين ولايات و رودبار و طالقان به عسرت مبتلا شدهاند . پيادهها كه مىآيند مىگويند نعش ده دوازده نفر تا حال پيدا شده كه به واسطهء برودت و كولاك هلاك شدهاند .
اخبارات هم به ما زياد مىرسد كه سى نفر سوار براى الموت معين شده بودند و به واسطهء گدوك تأخير افتاد . حتى جلال كاغذى به خط ميرزا مسيح به تقى خان نموده بود كه نوشته بود با سى نفر مىآييم و الموت را هم مثل تنكابون مىكنيم . كاه و علف تهيه كنيد . در دو جا هم نوشته بود بگذاريد عين السلطنه فرار كند .
دست لاف امير اسعد
براى امير اسعد كه چند جلد كتاب فرستاده بودم جواب محبتآميزى نوشته بود و پنج هزارى هم دست لاف روانه نموده بود . اما براى نزهت هيچ عيدى يا شيرينى كه معمول است روانه نداشته بود .