سيزده اينچى به فاصلهء نزديكتر از يك ميل از وسط فولاد بيست و هفت گره مىگذرد به مسافت يك ميل از بيست و پنج گره مىگذرد . از مسافت ده الى دوازده ميل هدف را مىزند ( تن به حساب ما سه خروار است ) . شصت و يك تن نود و سه خروار مىشود .
نويسنده اشتباه كرده 210 خروار نوشته .
قتل نصير كاروانسرادار
يكشنبه 19 ج 1 - امروز هم بهقدر سه انگشت برف به زمين نشست . از زمستان امسال كسى نبايد گلهمند باشد . چنانچه سابقا من نوشتم حتى به توسط آقا مير هادى و منتظم الملك هم به امير اسعد پيغام دادم كه اين كاروانسراى جديد البناى گدوك چالهء شما اسباب ناامنى و خطر اين راه مىشود و او قبول نكرده به گوشش فرونرفت . سه روز قبل نصير ورسى كه كاروانسرادار حضرت اشرف بودند كشته شد و آنچه هم داشت بردند . از قرار معلوم چهل تومان پول نقد داشت و همين اسباب قتلش شد . گويا سارقين هم اسلحهء آتشى نداشته با تبر خود نصير ، او را قطعه قطعه نمودند ، بهطورىكه شناخته نمىشد .
بعد درب بزرگ كاروانسرا را از داخل بسته از درب كوچك پشت خارج شده و آن را هم قفل نموده بودند . حالا احدى جرأت اقامت آنجا را نمىكند و درست مثل كاروانسراهاى سنگى مخروبهء شاه عباسى محل اقامت و پناهگاه سارقين خواهد شد و به كلى راه مسدود مىشود . كردهاى گرسنهء دهات محال است دست بردارند .
ميرزا كوچك خان و امير اسعد
عصر ميرزا اسحق و آقا سيد بزرگ آمدند . مىگفتند امير اسعد آمده و در منزل سعيد نظام خدمت عيال خوشقدم خود است . اينها گفتند وارد عمارت محرمكلايه شد .
از قرار معلوم پس از آنكه ميرزا كوچك خان تنكابون را صاحب شد و به خر خود سوار گرديد عذر آقا را هم از سيارستاق خواسته است . من انشاء اللّه آنجا مىروم و باقى مطالب را مىگذارم پس از ملاقات خودش . اينها دوازده سال هر غلطى را كه مىخواستند كردند .
بد نبود دماغشان قدرى ماليده شود ، قدر عافيت را بدانند و بفهمند دست بالاى دست بسيار است .
دموكراسى و زنهاى عوام - ايلات
اين ايام ورد زبان زن و مرد اينجا و رودبار « دموكراسى » است كه هريك به يك شكل تلفظ مىكنند ، خصوصا زنهاى عوام .