باز مأمور سعيد نظام آمد و به جان اين ئيل جليل افتاده ، گرسنه ، لخت ، عور . نفرى دو تومان سرانه مطالبه دارند . سلطنت برهم خورد ، حكومتها تغيير شكل داد ، نظام ايران منحل و مضمحل شد . سردارها ، اميرتومانها ، ميرپنجها ، سرتيپها ، سرهنگها ، در خانههاى خود نشستند ، آزادى شد ، حريت شد ، مساوات شد ، عدل مظفرى جارى گرديد ، چيزى كه تغيير نكرده اين سركردگى و رياست ايلات است كه باز مىگويند ايلمان ، طايفهمان و بايد همان حكومت ، همان رياست ، همانجور و تعدى را ما بكنيم كه تمام خرابى و ويرانى ايران هم زير سر همين ايلات است . تمام اغتشاش دزدى قطاع الطريقى خودسرى باز از اين ايلات است . نصف مملكت ايران باير و لميزرع همين ايلات است .
فلسفهء كوچ دادن ايلات
بىجهت نبود شاه عباس يا نادر يا آغا محمّد خان متصل اينها را از اين ولايت به آن ولايت ، از اين سر ايران به آن سر ايران كوچ و جلاى وطن مىدادند . عباس ميرزاى مرحوم اين افواج را از دهات و شهرى فقط براى جلوگيرى از تعديات و خودسرى آنها گرفت . همين رشوندهاى اين رودبار را نادر شاه از كلات آورده سكنى داده است .
ايلات منشأ اغتشاش
چون قشون ايران و مرد سپاهى ايران فقط از ايلات بود و اين عمل را منحصر به خود مىدانستند . مردم دهات عبد و ذليل آنها شده بودند . لهذا افواج پياده و توپخانه را از آنها ترتيب داد تا هم مردم ديگر جزو سپاهى شده بدانند اين يك كار خارق عادتى نيست . هم به اين قوهء مطيع سالم ، دفع شرّ و جلوگيرى از خودسرى و تعديات آنها نمايد و همين كار هم صورت گرفت . تا نظامى بود اين قسم تعدى نداشتند يعنى قوهء ديگرى براى رام و مطيع كردن آنها بود . از وقتى كه آن از بين رفت بر شرارت و تعدى آقايان افزوده شد .
چنانچه تمام ناامنى ايران ، تمام اغتشاش ايران در اين دوازده سال مشروطه از آنها سر زده . دهاتى دخالتى نداشته بلكه زير سم ستوران آنها از هستى افتاده است ، خورد و خمير شده است .
وزير ايلات
دولت ما براى طرق و شوارع و تجارت و فوايد عامه كه هيچ در ايران نيست وزير مسئول قرار داده ليكن براى اين ايلات كه از يك ثلث جمعيت ايران زيادتر و بهقدر نصف خاك ايران در تصرف آنها و خراب اياب و ذهاب و اقامت آنهاست وزير مسؤول