تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4830

مساهمون:

ص٤٨٣٠

تغيير رژيم روسيه

محبوسين فارس كه در اصفهان حبس بودند مرخص شدند . مردم على العميا از تغيير رژيم سابق روس اميدوارند كار ايران درست شود و دست بردارند . در روزنامه‌ها ستايش و چاپلوسى مىكنند . مليكف را مجسمهء آزادى مىنويسند . از سر درب سفارت و قنسولگرى عقاب را برداشته‌اند ، نشان اجزا را عوض كرده‌اند ، در رقعه‌جات خود آنجا كه به خط چاپ امپراطورى نوشته قلم مىكشند . در هر شهر حكم شده كميته برقرار نمايند . ناظر اعمال سفارت و قونسلگريها باشد . آقا محمّد جواد به تاجرباشىگرى انتخاب شده . از امين الدوله خيلى پول مىخواهند تا مرخص كنند .

انتخابات - مجلس

هنوز انجمن نظار براى انتخابات معلوم نشده است . هرچند نفرى را معين مىكنند از يك حزب شكايت برخاسته مىشود . راستى در شب عيد شاه مجلس را چراغان كرده بودند . آنجا رفتيم و من خيلى ميل داشتم عمارت و اطاق پارلمان را تماشا كنم . ارباب كيخسرو كه امورات مجلس با اوست دو نفر سرايدار همراه من كرد تمام عمارت و اطاق پارلمان را گردش كردم . اين عمارت را من خوب مىشناسم ، خيلى در اينجا مهمانى رفته‌ايم . هر وقت وليعهدها طهران مىآمدند يا سفير معتبرى مىآمد منزل او اينجا بود . از غرايب اين بود كه من انعامى به سرايدار دادم و نگرفت . اطاق پارلمان همان اطاق سفره‌خانهء سابق است . سه‌شنبه ششم شهر رمضان ، پنجم درجهء سرطان - ظهر بود هنوز از رختخواب و چادر بيرون نيامده بودم صداى داد و بيداد زنها بلند شد . پا شدم نگاه كردم ديدم يك سالدات روسى را به اين سمت و آن سمت مىكشند . فهميدم نوشيروان ميرزا است . لباس پوشيده بيرون آمدم ، از حضور شاهزاده بيرون آمده بود . بوسيدم و خوشحال شدم . سن نوشيروان شانزده است . كوتاه مثل من است . چهره‌اش سياه است ، موها سياه . در مدرسهء « كاردوكاده » درس مىخواند . از روسيه و اغتشاش آنجا خيلى بد مىگفت . نان نيست ، گوشت نيست . قند همان در ايران ديدم .

دفاع وثوق الدوله

افخم الدوله شب مثل برج زهرمار آمد كه پس از وعده‌هاى زياد و تقريبا صدور حكم وزير داخله پشيمان شده و به من پيغام داده چون امير اسعد همچو حركتى كرده حالا
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4830 | قهرمان ميرزا عين السلطنه