گفتم تعرض نكردم . آنكس كه فرموده روزه بگير باز فرموده در موقع احتمال خطر بخور .
اين كشيد داد دست آن . آن كشيد داد دست ديگرى ، الى آخر كه آقا محمّد جواد بود . دكتر هم قوطى سيگاردى بيرون آورده گفت من اصلا روزه به خانهام نيامده ، عيال من فرنگى است .
دكتر حسين خان رشتى
آنوقت شناختم دكتر حسين خان رشتى است كه در تمام معبرهاى شمرانات اعلان او آويزان است كه « دكتر حسين خان در جعفرآباد منزل دارد » . زنش را هم شناختم پاريسى است زشت است . بهقدرى سرخاب مىمالد كه گونههاى او مثل خون مىشود و هركس يك گردش عصر در حوالى تجريش يا سعدآباد يا جعفرآباد الى دزاشوب كرده باشد چندين مرتبه او را ملاقات كرده كه عقب مشترى با شتاب تمام پرسه مىزند .
افطار اندرون منزل قمر الدوله رفتيم . افخم الدوله هم آمد . آقا محمّد جواد دو زن دارد .
هيچ اولادش نمىشود . برادر ديگر محمّد آقا هم اولادش نمىشود . آن سه خانواده در عمارت حورى در چادر منزل دارد . سراى ملك خيلى خيلى شيرين و بامزه است . دختر تازه را پريرخ اسم گذاشتهاند . ساعت چهار منزل آمديم .
سردار كبير
بهاء الدولهء خانهء سردار كبير « 1 » بود ، عقب ما فرستاده بود . همسايه هستيم رفتيم . قمار مىكردند . پس از ختم قمار صحبت الموت و امير اسعد شد . خيلى عذرخواهى كرد و گفت خودم مفصلا مىنويسم ترك اين حركات را بنمايد . مصلح و محلل كارهاى سپهسالار و امير اسعد سردار كبير است . واقعا هم آدم نيك فطرت خوبى است . اين هم اولاد ندارد . فقط شهريهاى سپهسالار مىدهد و او مشغول خوشگذرانى است .
فخر الملك - ملاحظه شد
فخر الملك حاكم طهران است . در روزنامهء « ايران » نوشته بود از انتخاب فخر الملك به حكومت طهران تجددپرورى دولت را تقدير مىكنيم . كاغذ برايش برده بودند پرتاب كرده بود و گفته بود مزخرف نوشته . در تحت رقعهجات « ملاحظه شد » بهجاى امضا مىنويسد . باز گفته بوده است من فراشباشى لازم دارم ، فراشباشى !
هامش
( 1 ) - سردار كبير ( جمشيد خان ) برادر محمد ولى خان خلعتبرى سپهسالار . ( مسعود سالور )