تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4665

مساهمون:

ص٤٦٦٥
كردم و از قضاياى اتفاقيه از قزوين سفارشات زياد براى همراهى كردن با بنده براى چند نفر نوشته شد كه عمدهء آنها صدر العلماء بود .

درگذشت صدر العلماء و مراسم تشييع او

متأسفانه يوم پنجشنبه بنده وارد شدم ليلهء جمعه ايشان به رحمت ايزدى پيوستند ( قدم نامبارك ايشان بود ) . چون اين واقعه با آمدن گراندوك بوريس به مركز يكى شد ، لهذا فوت صدر العلماء را زياده از حد اهميت دادند . شنبه ، يكشنبه الى امروز دوشنبه وزارت‌خانه‌ها و بازارها تمام تعطيل [ است ] و سه روز تمام نعش آن مرحوم [ را ] در مسجد شاه گذاشته مشغول عزادارى شدند . امروز قبل از ظهر شعاع السلطنه از طرف شاه به مسجد آمد ختم را جمع كرد و جنازه را حركت دادند و در واقع جاى حضرت و الا خالى بود . فقط بنده بودم و آقاى حاج افخم الدوله . مقدارى هم معاون حضرت در هرچند قدمى ياد حضرت و الا مىشد . مختصر بنده كه همچو اوضاع نديده بودم . سهل است اهل طهران هم مىگفتند براى هيچ كس از علما و سلاطين اين احترامات و اجماع نشده . بنده و آقاى حاج افخم الدوله مانده بوديم متحير كه به كدام فرونت حمله كرده و استفاده كنيم . در واقع خدا بيامرزد صدر العماء را . بنده كه خيلى محظوظ شدم . از مسجد شاه فرقهء دست چپ به اصطلاح قديم ( اسم خانمها را شيخ فرقهء دست چپ گذاشته بود ) مشهود ، به اصطلاح جديد پشت سر هم بودند تا جلوى شمس العماره . از شمس العماره از دو طرف خيابان مرتبا بودند الى ما شاء اللّه ( زنهاى طهران چشم شيخ را خيره كرده است ) . فعلا بنده تا چندى مجنون هستم و اگر تمام املاك مولا وردى خان را به بنده بدهند نميفهمم . مقارن ظهر جنازه را حركت دادند . اول يدكهاى بختيارى بود بعد مال سايرين . بعد از يدكها سوارهء ژاندارم ، بعد سوارهء قزاق ، بعد سواره آژان و قزاق و ژاندارم پياده ، بعد از همهء اينها دستهء پهلوانها و ساير اهالى كه مىدانيد ، بعد از اينها جنازهء حجة الاسلام . پشت‌سر جنازه وزرا تماما ، چه وزراى قديم چه جديد ، بعد علماء و اعيان تجار و غيره متجاوز از دويست هزار جمعيت بود ، به‌همين احترام بردند به هاشم‌آباد كه خيال دارند يك سر ببرند مشهد مقدس . تا اينجا شرح فوت صدر العلماء .

ورود گراندوك

اما شرح ورود گراندوك از تماشاى قزوين كه واقعا تماشايى بود محروم شدم . همان قدر ديدم دوازده طاق نصرت بستند ، تمام شهر را زينت مىكردند . امر شده بود