تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4664

مساهمون:

ص٤٦٦٤
دارد . از همدان كه خبر كم مىرسد . چند روز قبل يك قاصد آمد براتى هم آورد كه نكول كردند . آن دهات در وسط جنگ‌گاه واقع شده .

اخبار حكّام

اميركبير آقاى نايب السلطنهء . . . مىگويند از هاشم‌آباد براى فرمانفرمائى خراسان حركت فرمود . معتمد الدوله از عراق معزول شد قم مانده است . ركن الدوله از بروجرد نمىتواند حركت كند و آنجا متوقف شده . از كليهء جنگها و فتح و شكست دو طرف راستى را چون پنهان مىكنند ، هركس به خيال خود حرفى مىزند . عجالتا اين كابينه برقرار است مگر وزير ماليه‌اش كه مىگويند تمارض فرموده . همچو معلوم مىشود كه تا خاتمهء جنگ اروپا وضع ايران به‌همين بىتكليفى باقى بماند . اما جنگ اروپا حالا تمام نمىشود . حاجى آقا چون آلمان فيل است و از روى پلتيك بىسر و ته هرمز حرف مىزند اخباراتش سند نيست . باز حاجى آقا ( افخم الدوله ) . اما هرمز مثل اين است كه عمدا به غلط و لغو حرف مىزند . رمانى مشغول جنگ است . در ترانس سيلوانى پيش مىرود . در دوبرجا شكستى خورد كه حاليه با كمك روس مشغول اصلاح آن شكست است . اما بوخارست دروغ است كسى آنجا را نگرفته ( حاجى آقا سابقا نوشته بود ) و به نظر مستبعد مىآيد كه با آن همه قواى روس و انگليس و فرانسه رومانى را مثل صربى بگيرند . يونان هم دير يا زود داخل جنگ برضد آلمان خواهد شد يعنى تزويرات انگليس او را مجبور مىكند . حجاز كه اعلان استقلال شريف مكه رسيد آنجا را از قشون ترك خالى كرده‌اند . در فرونت سوم فرانسه و انگليس پيشرفت مىكنند و مقدارى آلمان را عقب برده‌اند . مىگويند در مدت چهار ماه هفتاد هزار اسير از آلمان گرفته‌اند با پانصد عراده توپ . اخبار مهمى نيست كه بنويسم . ( باقى مطالب شخصى بود ) . ( پايان نامهء عماد السلطنه )

كاغذ شيخ از طهران

ليلهء نهم صفر . پس از شرح مسافرت خودش و يادآورى سفرى كه باهم طهران رفتيم مىنويسد اما علت حركت بنده به طهران دو مطلب است : يكى در خصوص دو باب دكان عطارى و علافى كه از حاج شيخ عيسى مجتهد اجاره كرده‌ام معين الرعايا مدعى شد . حكومت همراهى كرد . يكى ديگر طرفيت طلاب و وراث مولى وردى خان با معين كه وزير معارف و اوقاف نوشته بود وكيل به طهران بفرستيد . لذا بنده به‌طرف طهران حركت