تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4667

مساهمون:

ص٤٦٦٧

روزنامه‌هاى تازه

نه نمره روزنامهء « ايران » از 25 محرم لغايت 17 صفر ، هفت نمره « صداى ايران » دوم صفر لغايت 18 . اين دو روزنامه جديدا پا به عرصهء موجودات نهاده‌اند ، اولى به مديريت سيد حسين اردبيلى ، دومى سيد اسمعيل از سادات اخوى طهران . سابقا روزنامهء « ايران » بود كه اعتماد السلطنه مرحوم طبع مىكرد يا روزنامه « اطلاع » و به مردم طهران و ولايات توزيع ميشد و جبرا پول آن را حكام مىگرفتند كه خودش يك مالياتى بود و خواندنى هم نداشت . بعد « ايران نو » چاپ شد . ايران نوين اسم گذاشت . بعد هم يك « ايران كنونى » چاپ شد كه همگى مرحوم شدند . « صداى ايران » هم از روزنامهء « اكودپرس » تقليد شده كه روزنامه‌اى بود اعتماد السلطنه چندى به زبان فرانسه چاپ كرد كه آن مرحوم هم از « اكو دوپارى » اقتباس شده بود .

طرز روزنامه‌نويسى در ايران - گراندوك بوريس

شغل روزنامه‌نويسى هم در ايران خيلى سهل و ساده و كم‌خرج است . اولا در ولايات كه وقايع نگار ندارند . ثانيا از طهران هم اگر چيزى بنويسد خيلى مختصر است . مثلا گراندوك بوريس وارد شد ، شب اول در سفارت روس مهمان بود ، روز ديگر حضور اعليحضرت ، شب ديگر سفارت انگليس ، صبح شنبه از قرار مذكور عازم اصفهان مىشود . ديگر اين گراندوك بوريس كيست ، چه كاره است ، براى چه ايران آمده ، سنش چيست ، منصب چه دارد ، مهمانيها چه بود ، مدعوين كيها بودند ، صحبت و نطق چه شد ، هيچ هيچ نوشته نمىشود . اول بعضى اخبارات پايتخت را به‌طور اختصار مىنويسد بعد چند تلگرافى از ولايات كه وزارت داخله مجانا مىدهد . آن هم معلوم است بعضى تلگرافات پوچ است . بعد ترجمهء اخبارات رويتر است خيلى مختصر . سپس بعضى مقالات كه از روزنامه‌هاى روسى ، قفقازى ، فرانسه ترجمه شده . پس هركس صد تومان پول قيمت كاغذ داشته باشد و سواد ايرانى به كمك دو مترجم روسى و فرانسه و يك نفر دوست انگليسىدان براى ترجمهء رويتر صاحب امتياز و مدير يك روزنامهء صحيحى در ايران خواهد بود كه اگر اجل او را مهلت بدهد مجلس هم منعقد شود مىتواند به همه مردم هم فحش و ناسزا بدهد و سالى مبلغى هم شال ، قاليچه ، اسب ، قاطر ، الاغ ، ليره ، مارك ، اسكناس ، پول سفيد تحصيل كند .