اربعين زن و اطفال زيارت نرود . باز محض اينكه مبادا براى آن آبگوشت مردمان بىشعور بروند در سر سه راه بالاروچ سه نفر آدم گذاشتم هركس آمد مراجعت داده ناچارم آدم به شهر فرستاده مادهء آبله و دستور العمل بخواهم . حالا اسعد الحكما از مادهء آبله دولتى كه مجانى مىآيد بدهد يا ندهد نمىدانم .
مركبات
اسمعيل از تنكابون با يكبار مركبات آمد . امير اسعد هم كاغذى نوشته بود . ضمنا اشعار داشته بود رطوبت مرا خيلى صدمه مىزند . دور نيست بهسمت رودبار بيايم ( مشغول پول گرفتن است از هركس به سردار اقتدار سلام كرده ) . هوا همانطور خشك است و بد من گمان مىكنم اين تب و نوبهها از خشكى هوا باشد .
گرامافون در الموت
چهارشنبه 24 صفر المظفر ، 28 قوس - زمستان فراموش شده است . هميشه در ماه قوس شدت سرما و برف بود . چند سال است تغيير كرده . من يادم مىآيد بيست سال قبل عماد السلطنه شرط كرده بود تا شب اول قوس كرسى نگذارد . آن سال به يك زحمت و مرارتى از سرما دچار شدند كه به وصف نمىآيد حالا هيچ آن قسمها نيست . تا امروز من در اطاق خودم كرسى نگذاشتهام . محققا در هوا تغييرى حاصل شده است . عصر باز شهر و كاغذجات رسيد . گرامافونى عزيز وركى تعارف آورده بود اسباب خرج شده است . دو مرتبه خراب شد شهر بردند . دفعهء سيم خراب شد جناب معلم بچهها اظهار علم كرد درست مىكنم . هرچه تقلا كرد نشد . اصغر مسگر يك من برنج گرفت و درست كرد . صفحهء چندى اسمعيل خان فرستاده بود خيلى اسباب لذت شد . اين اصغر مسگر همه كار بلد است . اگر تربيت شده بود صنعتگر بىنظيرى مىشد .
نامهء عماد السلطنه
كاغذ آقاى عماد السلطنه خيلى دير رسيد ، 15 محرم تاريخ دارد ، هى هذا .
پاكت 3 محرم ديشب رسيد . قدم نو رسيده انشاء اللّه مبارك است . از احوالات طهرانيها بخواهيد امروز حضرت و الا از ييلاق به شهر تشريف آوردند ، يعنى الان شنيدم تقريبا بيست روز زياده بر اعتدال توقف كردند . گرانى و بدى نان ، گرفتاريهاى هر روزه كه متصل زياد مىشود ، هنوز براى ما آرد و بار خانه نياوردهاند . تكليف جنس و فروش آن هم مشكل شده . همه روزه براى لشكر روس و غيره بهانهها مىتراشند يا آنكه حقيقت