دوا كم است
چهارشنبه دهم صفر المظفر ، 14 برج قوس - اسمعيل روز هشتم عصر آمد للّه الحمد بدون بليّه و فقدان بعضى اشياء بر خلاف سال گذشته و خرخرىهاى شيخ ابراهيم آقايان به شهر وارد شده بودند . اما ميرزا اسمعيل خان آنچه خواسته بودم نوشته بودند هفتهء ديگر روانه مىشود . مثل اينكه الموت پست منظمى دارد كه هر هفته آمدوشد مىكند ! در صورتىكه بچهها ناخوش [ اند ] و دوا خيلى لازم بود . اما قيمت دوا : فناستين مثقالى پنج هزار ، كلرات مثقالى پنج هزار . از همين دو قيمت ساير ادويه كه سابقا هم گران بود معين مىشود . از جنگ و دعوا هم چيزى ننوشته بود . فقط نوشته بود گراندوك امشب وارد مىشود . اسمعيل گفت وارد شد . شهر و خيابانها را چراغان كرده بودند . زن و مرد شهر به تماشا آمده بود . كردها هم استقبال كردند ( جمعى از اكراد كرمانشاهانى كه حاميان روس بودند با سردار اجلال مدتى است در قزوين هستند و هر نفر روزى چهار هزار به حكم روسها از ماليه قزوين دريافت مىكنند ) . پسر عموى امپراطور به گفتهء اسمعيل چهار از شب رفته با اتومبيل وارد شد به تماشاى چراغانى رفت . چند تير توپ هم شليك كردند آنوقت به عمارت قونسلگرى رفت .
نامهء شيخ
شيخ نوشته بود دو روز ديگر طهران مىروم و اسمعيل گفت ما رسيديم رفته بود .
بروات املاكى ما را فرستاده بودند لكن هشت خروار در جنسى و پنج تومان در نقدى سهو شده و علاوه حواله شده كه شيخ ملتفت نشده است . شصت خروار هم غلهء خريدارى حاجى افخم الدوله است از دهات اربابى . بروات آن را هم فرستاده بود . ده من هم آنجا سهو بود . آنوقت جناب شيخ بنابر خصوصيت با يحيى خان تحصيلدار يا به خيال منافع بروات بقاياى پارسئيل و توشقانئيل و تتمهء نقدى هذه السنه لوىئيل دهات اربابى الموت را فرستاده و خواهش نموده بود من وصول و ايصال دارم . آنوقت مىنويسد قبوض غيررسمى تحصيلدار را قبول نكنيد . غله را به نرخ امروز بگيريد چه و چه كه من هنوز از عمل غلهء خريدارى پارسال خودم از دست شيخ و ماليه نجات نيافتهام و حقيقتا تا امروز پنجاه مرتبه به شهر نوشته و آدم روانه كردهام ، حاليه مىآيم براى خاطر شيخ با آن سهو و نفهمى و سهلانگارى كه در كارها جديدا پيدا كرده اين مسئله را قبول كنم . در حقيقت با آن بلائى كه به سرم از پارسال آمده و آن تجربه كه كردهام سفاهت است اگر قبول كنم . چشم تحصيلدارشان كور شود ماهى مبلغى مواجب دريافت مىكند ،