تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4626

مساهمون:

ص٤٦٢٦
بارى بناى گچ‌كار نيامد ، اطاق مانده است به حال خود . يك دانه گل خانه كوچك داده‌ام در زمين طويلهء مرحوم كه جزو حياط شده استاد محمود مىسازد . من عشق به گل دارم و ديدم گلخانه نباشد همه ضايع مىشود .

گوشت تيهو

اغلب روزها سوار مىشوم . ملكه و روشنك با بهمن به اصرار سوار مىشوند . روشنك و ملكه در روى يك قاطر ، بهمن و لله‌اش يك قاطر . هرجا هم كبك ديده شود و بناى پياده‌روى باشد همراه مىآيند . روشنك هم مثل اول ملكه از صداى تفنگ مىترسد اما حالا نمىترسد . امسال تيهو زياد ديده مىشود . خوشى هواى زمستان چند ساله باعث ازدياد آنها شده . واقعا گوشت تيهو خيلى لذيذ و خوش‌مزه است .

نذرهاى عين الملوك

عين الملوك كه طهران بود مىگويند متصل از خدا يك باغ مىخواست و يك جوى آب روان و يك هواى ابر و اين مسئله ورد زبانش بود . حالا كه الموت آمده و اينجا هست مىگويد من در طهران آرزو داشتم باغ و آب روان داشته باشم نه پشت كوه قاف . حاليه هم از فال گرفتن ورق و رفتن طهران تا اول بهار مأيوس شده . اما نذرها كرده كه اول بهار برود . من‌جمله از عهد و نذر اين است ورود به امامزاده حسن يك گوسفند قربانى كند . دم سبزه ميدان دروازه آن را ببوسد . نردهء حوض سبزى ميدان را سه دفعه ماچ كند . از اول بازار ارسىدوزها الى جلوخان خانهء خودمان سجده‌كنان برود . آنجا هم در طويله در حمام و كالسكه خانه را بوسيده داخل دالان شود سجده‌كنان ، ماچ‌كنان تا اطاق خود . آن‌وقت ترتيب ورود به خانهء حضرت و الا را مىگويد ، بعد آمدن عمه عزيز . ( شاهزاده افخم الملك ) كه از همه به او بيشتر مأنوس شده‌اند چه و چه كه انسان از خنده روده‌بر مىشود . حاليه اغلب شبها صحبت حركت از الموت خانم است الى طهران و ديد و بازديد خانمها يك حكايت طولانى شده كه از كتاب الف ليله طولانىتر و شيرين‌تر . روزها هم نزد من تاريخ ايران مىخواند با جغرافيا و « كتاب احمد » . خوب هم حفظ مىكند . خيلى هم مايل به علم است ، افسوس معلمى نيست . من هم علم ندارم . واقعا اگر عينى را خوب تعليم داده بودند زن باسواد با علمى مىشد كه نظير نداشت « 1 » .
هامش
( 1 ) - ضمن ورقه‌اى ملحق شده به اينجا اين مطالب در سال 1352 قمرى نوشته شده است : به فضل خدا و ائمهء اطهار عين الملوك بالاتر از آنچه را در الموت از خدا مىخواست به وى عطا -
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4626 | قهرمان ميرزا عين السلطنه