است ) . همراهى امير اسعد اگر پسر سپهدار نبود خوب بود . ولى افسوس كه اگر آنها دست پيدا كنند به جان و مال اولاد سپهدار ابقاء نخواهند كرد . از اخبارات بخواهيد وحشت و تزلزل تمام عالم را گرفته . تمام مردم بىتكليف ، كار از تخليهء قزوين گذشته از طهران على الدوام ارامنه و فرنگى مىآيد . بانك طهران بسته شد ( اين مسئله از همه بدتر است . تمام پول ايران اسكناس است ) .
رجال در قزوين
سپهدار و ظل السلطان و صارم الدوله با چند نفر ديگر ديروز آمدند قزوين . روسها به دولت ايران التيماتوم دادند ، جنگ عثمانى ، تغيير پايتخت به قزوين . گفتند بازار طهران بسته شد ، شاه از شمران به شهر آمد ( از ترس آمدهاند ) . از خيالات روسها كسى نمىفهمد . از يكطرف قزوين را تخليه كردند از يكطرف على الدوام قورخانه و آذوقه وارد مىكنند . امروز مثلا پنجاه اتومبيل با چهل گارى قورخانه آوردند . عدهاى قشون جوان هفده ساله وارد قزوين شد .
از قرارى كه شنيده مىشود گراندوك گفته تا اول سپتامبر قشون به ايران فرستاده نمىشود . پس از آن شصت هزار نفر فرستاده مىشود . فعلا نقشهء روسها در اين فرونت عقب افتاده تا بعد چه شود . ( پايان نامهء شيخ )
از اين بعد مىرود توى داستان ماليه كه من پول نقد داده براى خود مرافعه خريدم ، پدرسوختهها ده جا قبض دادهاند . پس از داستان ، آخر كاغذ مىنويسد در فرونت همدان سكونت برقرار است ، عثمانيها عقب نشستند ليكن روسها هم جلوتر نرفتهاند .
برهم خوردن شهر
از قرار كاغذ كربلائى غلامعلى و اسعد الحكما دولت روس و انگليس نوت التيماتوم مانندى مىدهند كه دولت ايران پرگرام خود را در همراهى و عدم همراهى ما معلوم كند .
از اين جهت شهر طهران برهم مىخورد . شاه شهر مىآيد . بيست و پنج نفر از وزراء و رجال را به مشورت مىخواهد ، منجر به دادن راى مخفى مىشود . بيست و سه نفر رأى به سكونت و بىطرفى دولت مىدهند . سپهدار استعفا [ داده ] با ظل السلطان و جمعى مثل آنها كه قم رفتند اينها قزوين مىآيند ( ظل السلطان را فرمانفرماى جنوب كرده بودند به استثناى فارس . گويا حركت براى اصفهان هم كرد ليكن مراجعت [ كرد ] و قزوين است ) .