تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4565

مساهمون:

ص٤٥٦٥
كه هرطور هست آنها را مانع از رفتن طهران بشوند . سفراى روس و انگليس را هم اعليحضرت اطمينان داد جائى نروند . دولتين انگليس و روس هم تلگراف كردند هر جا شاه بروند شما هم همراه باشيد نرود . همان طهران مقيم نمائيد . يك دسته از عساكر روس از آذربايجان به‌سمت كردستان رفته‌اند كه آنجاها را گرفته قطع روابط قشون عثمانى را با بغداد نمايند . از سپهسالار بيشتر از همه بد گفت ديوانهء زنجيرى است . ماليه و نظام ايران را به روس و انگليس كنترل داد ، با همه‌كس دشمنى كرد به همه‌كس فحش داد . بسيار بسيار بد حركت نمودند . آخر الامر شاه با همه بلاهت به سفراى روس و انگليس گفت تا اين آدم و اين كابينهء روى كار است من نمىتوانم هيچ كارى از بد و خوب انجام بدهم . آنها كه راضى شدند شاه بىميلى خود را واضح كرد و سپهسالار مجبور به استعفا شد . اگرچه وثوق الدوله هم پارتى روس و انگليس است اما گمان مىكنم خيلى بهتر از سپهسالار و كابينهء او باشد . بعد مقدارى از ديوانهء دوم برادرش گفت .

آلمانها

اخبار و مطالب مهم او همينها بود . دو شب توقف من آنجا طول كشيد . آقا نجفى پسر دوم آقاى حاج سيد حسين مجتهد كه داماد منتظم الملك است آنجا بود . دكتر قارت و قورتى مىكرد آلمانها بيايند چنين و چنان مىشود . گفتم محقق بدان آنها نيامده‌اند [ كه ] ملك و مال كسى را گرفته عدوانا به ديگرى بدهند . ثانيا هركس باشد و از هر جا بيايد عز الدوله را نمىگذارد و تو را بگيرد . وانگهى اشاره كردم تا سپهسالار و اين آقايان تشريف دارند كسى دنبال من نخواهد آمد . امير اسعد گفت من چه كردم . اولا گفتم جرايد را بخوانيد ، ثانى همان پسر سپهسالار بودن براى شما كافى است . خيلى شوخى و صحبت كرديم . يك شب هم آس بازى كرديم كه در دستگاه امير اسعد از نماز و روزه واجب‌تر است . غلام رضا خانى بود طهرانى از كهته‌بازى كنها . نتيجه اين شد من و سالار مبلغى باختيم و همه را او برد .

ترس از بيمارى و با

آخوندى از مخلصين امير اسعد از تنكابون آمد تا از مال پياده شد جلو آمده دست امير را گرفته ، هرقدر امير كوشش كرد نبوسد نشد . بوسيد و امير اسعد از هول و تكان ناخوشى نزديك بود سكته كند . آن‌وقت قدغن كرد كه ديگر راه ندهند . باز كاغذى از تنكابون آوردند ، در صورتىكه مال ديگرى بود سهوا به دست امير اسعد دادند باز كرد
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4565 | قهرمان ميرزا عين السلطنه