تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4556

مساهمون:

ص٤٥٥٦
آنچه قشون باقى دارند تمام خسته ، وامانده كه قادر به جنگ نيستند . مثلا از سوار نيزه‌دار چيزى باقى نمانده آنچه هم باقى مانده قادر به برداشتن نيزه نيست . اسب ندارد . يك عده قشون هم در اصفهان و كاشان پراكنده [ است ] . فعلا رشتهء روسها در اين فرونت پاشيده شده ، يك امداد كامل اقلا چهل هزار اردوى صحيح با لوازمات لازم دارند كه بتوانند مقاومت كنند .

ابلاغيهء براتوف

فعلا از قرار تقرير عدل الممالك از قول قونسل و داراب ميرزا ديروز شش هزار قشون از رشت خارج [ شده ] بيست و چهار عرابه توپ و آيروپلن دارند . سه چهار هزار هم تازه به‌طرف همدان برده‌اند . معهذا اخبار امروز به موجب ابلاغيهء برات‌اوف اين است كه كردها را عقب نشانديم .

قزوين محل خطر

به موجب تقرير مأمور پست كه از قرخ‌بلاغ عودت داده‌اند روسها از مانيان به آوج عقب نشسته‌اند و سيصد نفر هم اسير داده‌اند . اجمال اخبار بود تا اين تاريخ . روسها خيال دارند يعنى آنچه را مىگويند اين است كه حتى الامكان قزوين را از دست ندهند و مطمئن به رسيدن امداد از رشت و آذربايجان هستند تا چه شود . قزوين فعلا محل خطر است زيرا كه بر فرض تخليهء قزوين و آمدن آنها اين جنگ خاتمه پيدا نمىكند . حالا آنها با مردم چه كنند خدا مىداند .

منجيل

فعلا روسها در منجيل استحكامات درست مىكنند و تا آنجا هم عقب بنشينند مدتى طول دارد . البته تا آنجا برسند امداد مىرسد آن‌وقت آنها به قزوين حمله خواهند آورد . خداوند رحم كند . تمام مردم كه در اطراف دهات سر راه منزل داشتند خارج شده‌اند . قزوين نان پيدا نمىشود . تمام صحبت جنگ است . دزد هم بازار آشفته مىخواهد . نانوا [ ها ] هم مفت خود دانسته‌اند . حاج فخر الملك فرارا آمد منزل رفعت السلطان . شيخ از اين به بعد پرگرامى براى من مىنويسد ليكن همه را راجع مىكند به كاغذ ديگر كه جوابهاى طهران برسد ، آخرش اين است « شيخ محمّد على البته خواهد آمد . دمكرات شما بسيار است فكل هم قحط نيست . آشوبى مىكنند اما شما واهمه نكنيد . عثمانى و آلمان براى نوكرى شيخ محمّد على نيامده‌اند . رياست الموت را به شيخ
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4556 | قهرمان ميرزا عين السلطنه