ناصر الدين ميرزا فرمانفرماى خراسان شد . نصرت السلطنه كه والى فارس بود و مدتها اصفهان مانده بود كرمان . فرمانفرما فارس مىرود .
رفتن روسها
ديروز نزديك قهوهخانه مهدىآباد چهل نفر ژاندارم اسير روسها مىآوردند ، چند نفر كرد هم با آنها بودند . خيلى رقت آورديم . خدا لعنت كند كسانى را كه اين بىگناهها را گرفتار كردند . همه را روسيه مىبرند . در غيبت ما چهار هزار قشون روس رفته كه هزار نفر آن از سوارهاى دراگون بودند . تاحال ده هزار نفر از اين سوار رفته . مىگويند همه از نجباى قفقاز هستند .
جوانهاى رشيد اسب و اسلحهء ممتاز ، خوشگل ، خوشهيكل مىگفتند اسب و ماديانها در آنها بود كه دانهاى هزار تومان قيمت داشت . باز مىگويند روسها در يعقوبيه و خانقين هستند .
عروسى
چهارشنبه پنجم شعبان - كاغذجات مفصلى به طهران نوشتم . راپرت كشمرز و برزلجين را روانه نمودم . از بس بچهها دلتنگى كرده بودند و مخارج آنها هم گزاف شده بود نوشتم با نواب عاليه بيايند . فردا عروسى شيخ است . عقدكنان را قبل از رفتن كشمرز نموديم . بهجاى شربت دوغ داديم . صد تومان شيخ باز گرفت . شيخ مبذر است عاشق هم كه شده .
جنگ درياى شمال
شب ميرزا اسمعيل خان آمد گفت در يكى از مغازهها گودوين رئيس بانك و ويس قنسول انگليس با چند نفر از صاحبمنصبان روسى برخوردند مهدى خان پسر ميرزا على اكبر خان مترجم رئيس راه را مترجم قرار دادند . گودوين به آنها گفت جنگ بحرى در درياى شمال شده چهارده كراوزر و دو درونات از انگليس بههمين مقدار از آلمان غرق شده نتيجهء محاربه معلوم نيست . ولى گودوين خيلى گرفته بود . روسها به او گفتند بيست هزار آلمانى به بغداد وارد شده ، بيست و پنج صاحبمنصب و سيصد سالدات در خانقين كشته شده در هفتم شهر رجب قصر شيرين را روسها فتح كردند حالا رد شده باشند يا نشده باشند معلوم ايرانيها نيست . نمىگويند .