جنرال ابدا در اين تلگراف خود از ژاندارم و مجاهد ايرانى اسم نمىبرد و مستور مىدارد و حال آنكه به موجب ابلاغيههاى خودشان هشت هزار ژاندارم و دوازده هزار مجاهد آنجا بوده و تحقيقا نظام السلطنه با پنج هزار لرستانى آنجا رفته و البته جماعتى هم از ملايرى ، تويسركانى و اكراد كرمانشاهانى هم بودهاند . جنرال در تلگراف اين عبارت را مىنويسد :
مصادمهء خونين ما . از اين قرار بايد خيلى آدم كشته باشد . بايد منتظر روزنامه و مكتوب بعد بود . اما احتمال كلى مىرود كه آنها هم كاملا مسبوق نباشند و روسها مخفى بدارند يا اجازهء طبع و نشر دولت ندهد .
عقيل طهران رفته بود شب عيد آمد . چاى خريده كه در اينجا بفروشد . قدرى گل و نخم گل برايم آورده بود . بعضى سؤالات از حاج افخم الدوله نموده بودم جوابى نوشته كه از اين جواب سؤالات من معلوم خواهد شد . ديگر به ذكر سؤالات نمىپردازم . پس از تبريك عيد كه مساعده نمودهاند .
نامهء افخم الدوله
دستخط مبارك ديشب 29 ربيع الثانى زيارت ، جواب مسائل حضرت و الا اگرچه بعضى لاينحل است ولى به قدرى كه مىدانم عرض مىشود . دولت ايران بدبختانه به واسطهء نداشتن قوه با هيچيك از دول عهد و ميثاقى نتوانست ببندد . دولت آلمان و عثمانى محرمانه بيست كرور پول نقد مىدادند كه فعلا شاه حركت كرده استعدادى حاضر و كمك به آنها بكند و خيلى چيزهاى ديگر هم وعده مىدادند ( همان حرف بود روى كاغذ نيامده بود ) . چون دولت ايران نمىتوانست و مسلما و فورا همسايه شمالى تمام نقطهء شمال را اشغال مىكرد و پس گرفتن آنها كار حضرت فيل بود و شايد نظريات ديگر هم داشت ايران حاضر نشد . دولتين همجوار خيلى مواعيد مىدادند ، حتى قرض را مىبخشيدند ، معاهدات گذشته را در تقسيم ايران نقض مىكردند . اسلحه مىدادند مواعيد ديگر هم بود . در صورتىكه دولت ايران با عثمانى جنگ كند . اين مطلب هم به واسطهء نداشتن استعداد و همراه نبودن عموم ممكن نشد . صاحبمنصبان سوئدى خصومت با روسها دارند . در مملكت خودشان چون نمىتوانستند در اينجا موقع را مغتنم شمردند . از طرفى هم پول آلمانها كار كرد . مستوفى الممالك هيچوقت از كسى پول نگرفته و بىطمعى او مسلم و بر همه واضح است ، اين حرف ساختگى است .