شد ولى بعد « رعد » تكذيب كرد . فعلا روسها خوب جان گرفتهاند . هشت مليون قشون روس در تمام فرونتها مقام تعرض احراز كردهاند تا بعد چه شود . جنگ آلمان و فرانسه به كجا بكشد . سفارت آلمان ، پرنس رويس در كرمانشاه خودش را بارولور كشت . علت آن از قرارى كه جرايد مىنويسند به واسطهء مخارجات گزاف و نتيجه نگرفتن از عمليات در ايران بود كه مسؤول دولت شده و براى محاكمه در محكمهء نظامى احضارش نموده بودند . چند روز مهلت مىگيرد شايد در جنگ اخير در بيد سرخ جبران بكند . پس از شكست اخير موقع تخليهء كرمانشاه خودش را كشته . « 1 » ( بيد سرخ در همان نزديكى صحنه است درهاى است كه تمام آن بيد سرخ روئيده ) . در سالونيك فعلا خبرى نيست .
پلتيك دولت با روسهاست خاصه اين اوقات كه در همه نقاط موفق هستند . كابينه تغيير كرد سپهدار رئيس الوزرا شد . ( سپهسالار اعظم ، سپهدار اعظم قبل ) جمعى در طهران قرب سه هزار نفر در سفارت روس تحصن اختيار كردهاند بدوا به عنوان حقوق ، ولى اخيرا فصولى افزوده شده منجمله عودت محمّد على شاه تا چه شود . « 2 » ( در روزنامه تحصن اربابان حقوق را در وزارت ماليه نوشته بود ) . به قدرى روسها آذوقه از قبيل جو ، يونجه ، نفط ، قند ، قورخانه وارد كرده و مىكنند كه حساب ندارد . روسها براى اردو و اتباع خودشان چند باب مغازه باز كردهاند . منات را در شش قران بر مىدارند و متاع را منتهى درجه ارزان مىدهند . مثلا گالوش كه در بازار سه تومان و نيم نمىدهند در آن مغازه يك تومان مىفروشند و قس على هذا و به قدرى متاع وارد كردهاند كه حساب ندارد و اين متاع از كارخانه با اتومبيل و كشتيهاى دولتى وارد مىشود ، ولى به ايرانى نمىفروشند ، به سالدات آنچه را كه خارج از ما يحتاج اوست نمىدهند .
نظام السلطنه
جنرال نظام السلطنه مدتى معلوم نبود بعد از فتوحات به كجا براى رفع خستگى و استراحت مثل جنرال هيندنبورگ آرميده است ، حالا معلوم مىشود يعنى از قرارى كه « عصر جديد » نوشته بود خدمت والى پشت كوه رفته . آنچه حدس مىزدم از قبيل انحلال ژاندارمرى و غيره تمام انجام گرفت مگر آمدن محمّد على شاه كه مانده و فعلا روسها مجبورند از آوردن . ليله هفتم جمادى الاولى . ( پايان نامهء شيخ )
هامش
( 1 ) - اين مطلب بعدها تكذيب شد . يك نفر صاحبمنصب خودش را كشته بود نه سفير . ( حاشيه )
( 2 ) - تحصن مردم آخر معلوم شد به اغواى سپهسالار بود كه رئيس الوزراء بشود و همان قسم هم شد . خرج مردم را او مىداد . ( حاشيه )