تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4479

مساهمون:

ص٤٤٧٩
شانزده هزار نفر از آن هفتاد هزار نفر با قشون صرب تحويل متفقين شد كه در جزيرهء استياراى ايطاليا بروند . تتمه در راهها از مرض ، از گرسنگى با صربيها جان به جان آفرين تسليم كرده‌اند . مگر معدودى كه عدهء آنها معلوم نيست فرار كرده‌اند . قيصر را در مصر نزد فلاحين آنجا مثل ايران شهرت داده‌اند نه فقط مسلمان شده بلكه به زيارت بيت اللّه الحرام مشرف گرديده . اينك قيصر را فلاحين مصر « حاجى ويلهلم محمّد » مىنامند . صاحب مقاله مىگويد اين مسئله شايد در نزد ما پوچ و مهمل باشد اما فلاح چشم و گوش بسته آن را به آسانى قبول مىكند . يكى از مطلعين به احوال صرب و نيكلا مىنويسد پادشاه صرب از ضعف و ناتوانى حكومت را به پسر دومش واگذار كرده بود ( پسر بزرگ به واسطهء مرضى وليعهد نيست ) اما روز اول جنگ مرض و نه ضعف مزاج هيچيك او را از اين مسئله باز نداشت كه مثل ساير سپاهيان خود داخل ميدان جنگ شود . در تمام شهرها كه تخليه شد آخر سربازى بود كه خارج گرديد ، به اتفاق صدراعظم خودش پاشيچ . در موقع پس نشستن سواى يك تكه نان براى تسكين جوع چيزى نمىخورد . در عوض شب روى زمينهاى سرد و برف مىخوابيد . امروز جميع سرها به احترام فرود مىآيد همه سرها به احترام ، ولى سر يونانيها به زحمت و شرمسارى و سر دشمن به خجلت و شرمندگى . قضيهء سالونيك يكى از مسائل درجهء دوم بود حاليه مسئله پيچ در پيچى شده كه اول براى كمك صرب و دخول يونان به جنگ آنجا رفتند . پس از آن‌كه هيچ‌يك از آن‌دو سر نگرفت حاليه چرا در خندقهاى خود معطل نشسته‌اند كه آلمانها به‌سمت آنها آمده تا دفاع كنند . نقاد فرانسوى در آخر مىنويسد اين چه معنى دارد كه ما در خاك خود گرفتار باشيم و قشون ما در سالونيك مخارج گزاف براى استحكامات متحمل شده و در خندقها آرامش نمايند . پس يا اگر مىتوانند به‌سمت بلغار حمله بياورند و الّا مراجعت كنند . ( آلمانها مگر ديوانه شده‌اند بدون جهت و انتفاعى به سالونيك حمله بياورند . آنها خواستند راه اسلامبول باز شود صرب و قراداغ مسخر گردد [ و ] مضمحل شود . ديگرچه داعى دارد به آنجا حمله بياورند . فقط يك قال و مقالى مىكنند كه حضرات فريب خورده تا مدتى قشون خود را معطل دارند تا آخر الامر مثل داردانل با مهارت تمام عقب بروند . براى يونان هم بد نيست اين همه استحكامات كه چند ماه است صد هزار نفر عمله كار مىكند كه هرگز نه ماليهء يونان وسع آن را داشت نه مهندسين آن مملكت علم آن را ، جهت او باقى خواهند ماند كه در سايهء آن استحكامات متين هميشه سالونيك را از دشمن حفظ خواهد كرد ) . پيشرفت روسها در ارزروم به سرعت باقى است . مىنويسند دول متفقه التيماتومى به