بماند كار اين بچههاى خرد و كوچك خوب است . بدتر از همه مهدى قلى پدر اينها دوازده سال است سكتهء ناقص كرده و استرخا گرفته ، تمام بدنش رعشه دارد . خيلى هم پير است . اين هم و بال گردن اين مرضا شده است . زن مهدى جوان بود ، گويا بيست و پنج سال داشت . زن زرنگ كارهء با كمالى بود . خيلى حيف شد . اگرچه خواهرش عمه جانى آنقدر شوهر نرفت تا از امروز ما او را كانديداى مهدى نموديم ، ليكن . . . و بههمين جهت هم كسى او را نگرفت . مثل خواهرش هم كاره نيست . تا چه شود و خداوند چه خواسته باشد . مثل اينكه مهدى قلى بايد در ظرف اين مدت زنده بماند دختر جوانش بميرد .
قدغن كردم هيچ كس به نسا خبر نبرد زيرا با حال مرض اين خبر باعث هلاكت آنها مىشود .
زارى نكن كه نشنود او زارى * كى رفته را به زارى باز آرى
وقايع اروپا و جنگ
تكدر خود را به نوشتن اخبارات اروپ رفع كنيم كه روزى هزاران هزار از اين جوانهاى ناكام در خاك و خون مىغلطند و هيچ كس اعتنا به آن مصيبات نمىكند : « رعد » از چهارم ربيع الثانى 18 دلو 8 فوريه لغايت 21 ربيع الثانى دوم حوت 25 فوريه 1916 .
اروپا -
فشار عمدهء روس از سمت گالسى و بوكوين در تارناپل و كورناويتز كه آلمانها همچو تصورى نمىكردند لهذا عدهء قشون اطريش و عثمانى و آلمان با مكنزن از فرونت بالكان به كمك گسيل شده است ، طورى اين فشار باعث پريشانى متحدين مركزى شده كه فعلا از حملهء سالونيك و مصر منصرف شدهاند . قشون متحدين در اين ميدان يك مليون و نيم و توپخانهء آن خيلى زيادتر از حد معمول است روسها دو مقابل آنكه سه مليون باشد قشون دارند . در تارناپل هشتصد هزار قشون با سه هزار و پانصد عرابه توپ بدون وقفهء تنفس و استراحت ، روز و شب مشغول جنگ مىباشند . هزاران هزار مجروح با ترنها متصل از طرفين به مريضخانهها حملونقل مىشود . محيط پنجاه كيلومترى صداى غرش رعدآساى توپ متصل زمين را به لرزه آورده و تمام شيشهء عمارات آن محيط از درها ريخته است . آلمانها بيست و چهار رديف سيمهاى خاردار الكتريسيته كشيدهاند كه به مجرد تماس آدم يا هرچه باشد به هلاكت مىرساند . ليكن روسها با كندههاى مخصوص سيمها را پاره مىكنند كه آسيبى به آنها نمىرساند . در مقابل كرناويتز ششصد توپ روس لاينقطع گلولهريزى مىكنند .
به فرماندهى بين النهرين بهجاى سرجان نيكن كه مريض شده بود جنرال سرپرسى