با اين قشون خسته و كوفته فتح كردن همان محصوض عساكر روس است . من سفر كوچكى با قزاق آنها نمودهام . خيلى صبور ، خيلى متهور ، خيلى زرنگ به نظرم آمدند .
جاى دور نرويم در همين ايران ما بچه زبردستى و چالاكى عمليات خود را انجام دادند و به يك نفر هم سواى آنها كه جنگ مىكردند صدمهشان نرسيد .
مشهدى ملك حكايت مىكرد به اين دهات كه وارد مىشدند اگر برف و باران مىآمد فقط درخواست يك طويله يا جائى مىكردند كه به سرشان برف نيايد . روى زمين خشك نشسته با كمال راحتى اگر هوا بارندگى نداشت همان در صحرا روى برف ، روى زمين اطراق مىكردند و هيچ از اين سرما متألم نمىشدند كه مايهء تعجب تمام مردم بود .
من انگليسها را اينطور دلير و شجاع نميدانم . آنقدر [ كه ] در اين مدت معلوم شده آنها در جنگ سنگر و خندق خوب از عهده برآمده و بر مىآيند . اما در جنگ مصاف و جنگى كه طى مراحل بشود و منزل به منزل بخواهند عقب دشمن يا مقابل دشمن بروند زبردستى و دليرى ندارند . در فرانسه خوب جنگ سنگر كردند . در سالونيك هم شايد خوب از عهده برآيند . اما در داردانل پس از آنكه سد البحر را به حمايت و كمك توپهاى كشتى خود گرفتند ديگر نتوانستند ، هيچيك قدم جلو بروند . حالا آنجا كه كوهستان بود و بسيار سخت و صعب . پانزده ماه است بصره را باز به كمك كشتيهاى خود مسخر كردند به هزار ماجرا و هزار مشقت خودشان را به كوت العماره ، حالا باز در سنگرها و خندقهاى كوت العماره خوب دفاع مىكنند . هشت ماه است آقايان باز به كمك كشتيها به بوشهر نزول اجلال فرمودند . از آن ساعت به بعد با همه اهانت و سختى و بىاحترامى كه نسبت به اتباع آنها ، بانك آنها ، دار التجارههاى آنها از طرف ژاندارمرى و اهالى به عمل آمد يك قدم نتوانستند از بوشهر جلوتر بيايند . خصوصا آن هنديهاى تنبل كه همراه آنها است . در حقيقت انگليسها حال مرغ آبى را دارند . توى آب و مجاور آب رشيد [ ند ] خارج از آن ناتوان مىباشند . اما آلمانها گويا هردو جنبه را داشته باشند . منتهى در دريا از انگليس و در خشكى از روس به يك اندازهء خفيفى تنبلتراند . )
شوراى نظامى عثمانى پس از سقوط ارزروم مىخواهند قشونى كه در بلغارى و تراس دارند بهسمت ارمنستان روانه نمايند . آقايان آنها ( آلمانها ) مىگويند در اينجا لازمتر است و نبايد بروند .
روز 17 ماه فوريه - اعلان احضار جوانان غير متأهل انگليس براى طبقات نظامى در شهر لندن و همهجاى انگليس منتشر گرديد ( و اين مسئله مأيوسى از صلح و امتداد جنگ را به همهجا تبليغ نمود ) .
يوسف عز الدين وليعهد عثمانى پسر مرحوم سلطان عبد العزيز ناگهان وفات كرد . به
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4482
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٤٤٨٢