تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4472

مساهمون:

ص٤٤٧٢
رفته بود . از روسيه آرد زياد وارد كردند تنزل كرد . قند در شهر بيست و چهار قران است . كاغذى از طهران و رقعه‌اى از شيخ داشتم مال طهران اخبارى نداشت . فقط آقا نوشته بودند همانطور شاه فرح‌آباد است و وزراء در قصر ابيض جلسه دارند .

رقعهء شيخ

اين چند كلمه از اخبار درج بود : از اخبارات نمىدانم چه خبر است . امروز مشهور است كه روسها كرمانشاه را گرفته‌اند . بعضى تصديق و بعضى تكذيب مىكنند . مىخواهند قزوين [ را ] تخليه [ كنند ] و مركز قشون را همدان قرار بدهند . اين چند روزه زياده از حد قورخانه و آذوقه وارد كرده و مىكنند . در قفقازيه هم زياده از حد پيشرفت مىكنند . دو شهر ديگر تازه از عثمانى گرفتند ( اين دو شهر اسم ندارند ) . خوب است برادران ايرانى از منافع عثمانى كه در اين جنگ برده اقتباس كنند . كمتر ايران را ويران كنند . بعد از يك سال جنگ نتيجهء همراهى عثمانى اين است كه ديده مىشود . در ارزروم پنج « كردآرمه » قشون يك مرتبه شكست خورد . از يك « كردارمهء » دويست و پنجاه عرابه توپ گرفتند . چقدر خرابى كرده‌اند خدا مىداند . در يكى از دهات كنگاور بيرق سفيد بلند مىكنند . روسها داخل در آن محل مىشوند . پس از آن به‌طرف قشون روس شليك مىكنند . نتيجهء اين حركت اين شد كه آن محل را با خاك يكسان كرده [ اند ] . چقدر از اهل محل كشته‌اند معلوم نيست . روسها اختراع تازه كرده‌اند كه جرايد خيلى اهميت داده‌اند و آن كشتى هوائى است ولى اين كشتى در مقابل ادوات جنگى ايران به رياست مدير جريدهء « بامداد » با چوب و سنگ و كلنگ و داس اهميت ندارد . ( باقى مندرجات رقعه شخصى بود ) . ( پايان نامهء شيخ ) برفها آب مىشود بهار است . اما افسردگى من كماكان باقى است . بيرون مىروم مثل اين است يك چيز عزيزى از من گم شده ، خصوصا وقتى كه به باغات نظرم مىافتد .

همراهى سردار اقتدار

سردار اقتدار در دو سه مسئله همراهى كامل از من كرده يك فقره باج ييلاقات لزور و زردكله بود كه در ايام ميرزا احمد خان و شكوه نظام محمّد گرمارودى و احمد آقا گرفته و اين مدت الموت نيامده بودند . به ايشان نوشتم به ضرب چوب از آنها گرفته . ديگرى محمّد پدر سوخته نزد انتضار السلطان نوكر شده قاطر عسكر دينه‌رودى را گرفته بود باز به ايشان اظهار كردم محمّد را حبس [ كرد ] و قاطرها را مسترد داشت و به همه الموتيها گفته