اراضى اندج و امير اسعد
در باب اندج و اراضى آن كاغذ سابق الذكر را فرستادم . آقاى امير اسعد خودشان زحمت كشيده به اندج و سر اراضى رفتند و يك تقسيمى كردند و جواب به من نوشتهاند .
آنچه زمين آبى بود عقلا و نظرا متعلق به اندج است و من به آنها واگذار كردم . اما ديمزار فلان نقطه را به خوشكچالى دادم و فلان موضع را به اندجى . در صورتىكه من هيچ آن قباله را قبول ندارم و هيچ عرض نكرده بودم ، شما برويد ملك را تقسيم كنيد و به اعتراف و اقرار خودشان هم عقلا و هم نظرا آن حدود درست نمىآيد . بههرحال حاليه كه آنجا برف است تا برود و خودم بروم ببينم كه اگر جزئى باشد براى دفع شر بايد قبول كرد و اگر به گفتهء رعايا سه خروار تخم افشان باشد كه نبايد زير بار رفت . ده تومان هم مخارج ناهار ايشان در اندج شد .
جرايد منشأ فساد
يكشنبه دوم شهر ربيع الثانى ، ششم فوريهء 1916 ميلادى ، هفدهم دلو - هوا گاهى آفتاب و خوب گرم است . گاهى ابر و سرد است . بارندگى نمىشود . اسمعيل قاطرچى غروب 27 ربيع الاول از شهر رسيد . مكتوبات و روزنامهء « رعد » آورده . اين دو سه روز مشغول خواندن جرايد بودم ، از 20 شهر صفر بود تا 4 ربيع الاول . از پلتيك داخله هيچ نمىنويسد . از تصميم دولت و تكليفات كابينه سخن نمىراند ، نقادى نمىكند . فقط تلگرافات داخله است با واقعات جنگ . گويا ساير روزنامههاى ديگر هم بههمين مسلك باشند . پس از خرابى بصره جلوگيرى از جرايد مىكنند . آن هم به قوت ديگرى است ، و الّا باز غير ممكن بود . در همهجاى دنيا اگر جرايد باعث امنيت و بيدارى و آبادى شد در مملكت ما كه بر خلاف واقع گرديد . جز شرّ و فساد چيز ديگرى از آنها تراوش نكرد .
بارى برويم سر اخبارات و مطالب روزنامهها :
سفر براتوف
طهران - امنيت برقرار است اعليحضرت در قصر فرحآباد [ است ] و هيچ مايل آمدن شهر نمىباشد . وزراء مشغول رتق و فتق امورات و متصل به هر جا سيم تلگراف داير باشد مخابرات مىكنند بلكه آشوب و فتنه را تسكين بدهند . تمايل بهسمت دولتين است . قشون روس در كرج و ينگى امام مقيم است . مابقى قشون و آنچه جديدا وارد