تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4427

مساهمون:

ص٤٤٢٧

اوضاع شيراز و قوام الملك

جنگ شيراز كه بين قوام الملك و ژاندارمرى بود به واسطهء رسيدن كمك زياد از كازرون به ژاندارمرى پس از خونريزى و آدم‌كشى زياد قوام الملك از شهر خارج مىشود . در 21 شهر صفر اهل شهر نصير الملك را نايب الاياله مىكنند . اين خبر كه طهران مىرسد تلگراف مفصل مىشود كه همان قوام الملك نايب الاياله است ، نصير الملك ابدا حق ندارد دخالت كند . به ژاندارمرى هم خيلى تلگرافات توبيخ و سرزنش مىشود . اما آنها اعتنا نمىكنند ، بلكه رئيس تلگرافخانه را مجبور مىكنند در كاغذهاى رسمى تلگرافخانه سه فقره تلگراف دروغى درج كند : يكى آن‌كه نصير الملك نايب الاياله است ، ديگرى به سردار عشاير صولت الدوله كه تقويت از نصير الملك بنمايد ، ديگرى هم به اهالى شيراز . فعلا قوام الملك معلوم نيست كجاست و نصير الملك در عمارت حكومتى جلوس كرده .

بهجت الملك نايب الاياله

شاهزاده نصرت السلطنه هم اصفهان است . تلگراف از طهران مىكنند شما توقف كنيد تا پيشكار برسد و اين فساد هم در شيراز خاموش شود آن‌وقت تشريف ببريد . از قرار معلوم پيشكار هم سردار معتضد شده است ( بهجت الملك نوكر فرمانفرما كه در ادارهء او ترقيات كرد و صاحب مكنت زياد شده شيراز هم با فرمانفرما رفته نايب الاياله بود . آدم خيلى زرنگ كاره‌اى است . بد انتخابى نشده . يعنى باز فرمانفرما او را معين كرده كه طرف اعتماد خودش است ) .

قشون روس در آذربايجان

به آذربايجان متصل قشون روس و مهمات وارد مىشود . گويا متجاوز از صد هزار نفر قشون روس در آنجا باشد . در ساويج بلاغ آن شهر بىصاحب كه بيست مرتبه غارت و چپاول و قتل عام شده باز روس و عثمانى تهيهء جنگ مىبينند . از قرار يك خبر قشون روس شكست خورده به مياندوآب آمده ، از قرار خبر ثانى مجددا ساويج بلاغ را متصرف شده‌اند و عثمانيها به سلدوز رفته آنجا جنگ است . اهالى اين شهرها و قصبات از ارمنى و مسلمان ، پير و جوان هركس پاى رفتن داشته باشد دسته دسته به‌سمت شهر تبريز مىروند .