در آنجا پست خود را قسمت به دهات نمايند . در آنوقت نه از امير حشمت خبرى بود و نه از على خان سياه كوهى اثرى . بدبختانه امير حشمت به اين طرف مىآيد و جنگ با روس در مىگيرد و پس از شكست امير حشمت با مجاهدين خود فرار مىنمايد . روسها مىبينند در اينجا نشد كارى صورت بدهند بلامقدمه شروع به بمباران مواقع ژاندارم مىكنند . در صورتىكه ژاندارم بيچاره خيال جنگ نداشت . حرص خود را از خون يك جمع بىگناه فرومىنشانند . دليل صدق اين خبر اين است اگر ژاندارم براى جنگ رفته چرا به غير از نفرى صد فشنگ ديگر چيزى نداشت . در صورتىكه در حسنآباد ژاندارمها با عدهء كافى و قورخانهء معتبر كه شامل هشت ميترايوز و پنج توپ ماكسيم بود بودند . اقلا يك عده از اين توپها را آنجا مىآوردند . اين است افتخار قشونى كه روباهوار از مقابل قشون ظفرنمون آلمان فرار اختيار مىنمايد و اين است دولت ايران . اف بر اين دولت . خدا لعنت كند چنين ملتى را . . . ! ! ديگرچه عرض كنم درد بسيار است - 20 صفر .
[ پايان نامهء فرخ ميرزا ]
اختلاف روايات
قاسمآباد موقعى كه جنگ شد و تا طهران چهار فرسنگ است . اختلاف روايات به اين زيادى كه پنج قسم آن را از روى روزنامه و ابلاغيه سفارت و دو رقعهء آقاى عماد السلطنه و حاج افخم الدوله و رقعهء آقاى دمكرات شرح داديم . به نظر من اين اختلاف روايات از روى عقايد اشخاص طهران است كه هركدام به صرفهء خودشان واقعه را بيان كردهاند و در يك شهرى كه آنقدر عقايد و مسالك مختلف باشد كه شايد ده قسم ديگر ، بيست قسم ديگر هم اين جنگ را گفته باشند ، هيئت دولت كه هفت نفر اشخاص متعارف بيش نيست چه خواهد كرد ؟ ليكن به عقيدهء من آنچه در روزنامهء « رعد » و نظير آن در ابلاغيهء سفارت روس بود اصح روايات است .
نامهء نزهت ، به انشاى او
كاغذ نزهت بامزهتر از همه است . بعد از حكايت خرج خانه و لباس و مواجب كلفت و غيره و غيره كه هيچوقت در مملكت ما تمامى ندارد و هيچوقت مقياس و مبلغ و اندازهء آن معلوم نيست و نخواهد بود مىنويسد :
از سرنوشت ايران و ايرانى بدبخت در روزنامهها متصل مىنوشتند كه قزاق روس با انگليس در هر شهرى يا قريهء عدهاى هستند . باز مىنوشتند كه در انزلى چقدر وارد شد .
چند كشتى جنگى و توپ دارند . تا اينكه رسيد به اينكه در قزوين و ينگى امام رسيدند .