تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4375

مساهمون:

ص٤٣٧٥
ميلاد و عيش سربازها داشت . بر ميرزا اسمعيل خان لعنت كه پول را خورد و مرا در اين تنهائى بىروزنامه گذاشت . من راضى بودم دو مقابل مىگرفت و اين كار را نمىكرد . ماه گذشته به هرمز ميرزا نوشتم آبونه شود انشاء اللّه بيايد كه خيلى به كار من خواهد خورد .

محتاج امتعهء روس

بيست و يكم - اسمعيل قاطرچى از شهر آمد قدرى بارخانه برده بود دوبار نفط آورد كه فقط همين يكى را كم داشتيم . الحمد للّه آذوقهء ما تيّار « 1 » شد و ديگر براى هيچ‌چيز معطل نمىباشيم . حقيقة روس اگر ما را محاصرهء امتعه و مال التجاره كند چه مىتوانيم بكنيم . يك روز به ما نفط ندهد ، قند ندهد چه مىكنيم ، چلوار ندهد تمام مرده‌هاى ما بىكفن مىمانند . براى همه‌چيز ما محتاج او هستيم ، از سفيدى گچ تا سياهى زغال . خيلى بايد متشكر باشيم كه با اين جنگ باز نفط يك من شاه چهار هزار و ده شاهى است ، قند هفده قران است . چلوار دو قران شده . واقعا كبريد براى ما روانه نكند چاره‌مان چه چيز است . راه‌ها مسدود فقط راه روسيه باز است . با وصف آن‌كه اغلب كارخانه‌جات روسيه خراب شده خيلى جاى تشكر است به قدر حاجت همه‌چيز مىآيد . در اسلامبول خواندم نفط پوطى سى و پنج تومان است . من جاى روس بودم يك ماه جلوى مال التجاره را مىگرفتم تا فرياد همه‌كس بلند شود ، به التماس و درخواست بيفتند . بارى اسمعيل مكتوبات طهران و قزوين و ده روزنامهء « رعد » آورد . چون تاريخ روزنامه جلوتر است و رقعه‌جات به منزلهء اخبار تلگرافى رويتر لهذا برعكس سابق اول اخبار روزنامه‌ها را به همان ترتيب كه قراءت شده مىنويسم ، بعد اخبار تلگرافى يعنى مكتوبات را .

نوشته‌هاى رعد

« رعد » از 23 محرم الحرام لغايت 4 شهر صفر ، مطابق 12 دسامبر 1915 ( ايران ) . از قم « كميتهء دفاع ملى » يا اسلام به امضاء سليمان ميرزا ، وحيد الملك ، ميرزا سليمان خان [ ميكده ] ، سيد محمد رضاى مساوات ، ميرزا محمد على خان مشهور به كلوب به اغلب بلكه تمام ولايات تلگراف مىكنند .
هامش
( 1 ) - تيار - آماده - مهيا . ( طيّار هم نوشته مىشود )