تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4372

مساهمون:

ص٤٣٧٢
تصديق كردند و ناچار شد مقدار كلى از زمين‌هاى كندانه سر را اين دوره خريده‌اند و چند سال بود من مدعى آنها بودم كه فروش رعيت صحيح نبوده همه ساله به من اجاره هم مىدادند . ده سال است نمىدهند . امير اسعد هم حكم نمىكند . حالا آن را گذاشته به اراضى اندج حمله آورده‌اند . حالا اگر اندج و كندانه سر مال من نبود به‌همين ترتيب تمام اراضى آن را مىبرد ، مجبور مىشدند به يك قيمت نازلى اصل ده را هم واگذار كنند . اغلب مردم كه در ايران صاحب املاك زياد شده‌اند به‌همين ترتيب بوده و هست .

اقتدار السلطنه

از آقا مير هادى تفصيل آمدن اقتدار السلطنه يا سردار اقتدار را پرسيدم . گفت از شهر به امير اسعد نوشته بود كه اگر شما اجازه نمىدهيد نمىروم . امير جواب نمىداد تا من آمدم و هر قسم بود از او جواب گرفتم و روانه نمودم . سردار اقتدار آمد بادشت ، از آنجا با چند نفر آمد خدمت امير . روى هم را بوسيدند . او خيلى اظهار چاكرى كرد ، امير اسعد هم خيلى اظهار ملاطفت . ماهى سيصد و پنجاه تومان سپهدار به او مقررى داده بود . ماهى يكصد تومان هم امير اسعد حواله داد بگيرد . دويست تومان پول و يك خروار برنج براى نوكرهايش كه بادشت بودند روانه كرد . پنجاه تومان هم به دو نفر نويسنده‌اش انعام داد . وقت رفتن هم تا نزديك دكين مشايعت كرد . اما او تا به اشكور رسيد مال خواست دير كردند كدخدا و جمعى را چوب بسته صد و پنجاه تومان جريمه گرفت . آنها از اقوام نوكرهاى امير بودند . جمعيت قريب هفتاد نفر همراه داشت ، پنجاه نفر آنها از سربازهاى چال و اسفرورين و ضياءآباد بودند . اينها در تنكابون هنگامه برپا خواهند كرد . از نوكرها شنيدم امير اسعد آن شب چند نفر از نوكرها را مسلح [ كرده ] تا صبح در اطاق خودش نگاه داشته بود مبادا سوء قصدى شود ! عدل الممالك گفت سردار اقتدار خيلى به شما عرض سلام رسانيده كه قرار بود من از آن راه آمده و شما را ملاقات كنم . اين‌طور قسمت شد معذرت مىخواهم . از جلال هم من ابدا همراهى ندارم گور پدرش كرده .

اسب سالار الدوله

هوا خوش است . عدل الممالك ده روز بود آنجا بود . تشويش داشت هوا منقلب شود لهذا هر قسم بود روز پانزدهم يا به تقويم ديگر شانزدهم صبح حركت كرديم . امير خودش از من اجازه گرفته به مشايعت عدل الممالك رفت . سالار همراه من شد . اسب يموتى بسيار خوبى سالار سوار بود پرسيدم در كوه خوب مىرود ؟ گفت بسيار خوب .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4372 | قهرمان ميرزا عين السلطنه