تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4373

مساهمون:

ص٤٣٧٣
من تعجب كردم كه اسب يموتى و تركمانى در كوه خوب دست ندارند . جواب گفت اين اسب نقل دارد و امتحانات داده . مال سالار الدوله بوده . ناهار آمدم شترخان عصر قلعه . للّه حمد خوش گذشت . امير اسعد گويا دويست تومان به عدل الممالك تعارف كرد . سردار اقتدار مىگويند برعكس امير اسعد خيلى خست دارد . اهالى آن چند ده خصوصا استله‌بر كه ملكى سپهدار است و نزديك‌تر به عمارت امير اسعد ، بسيار در زحمت و مشقت افتاده‌اند . صد نفر آدم مختلف و متصل هم آمد و رفت مهمان و غيره روز سفيدشان را سياه كرده . طويله هم ندارند و شصت مال دارند . همه را در طويله‌هاى رعايا بسته‌اند . براى تهيهء هيزم زمستان هرقدر ممكن بوده درخت گردو انداخته‌اند . هر درختى كه ده تومان قيمت داشته دو تومان داده‌اند . . . . هر هفته هم يك مرتبه كدخداى استله‌بر چوب مىخورد و جريمه بايد بدهد .

استله‌بر

امير سوار مىشود و از روى مصدقى خودش حدود طبيعى براى دهات خودش تعيين مىكند . به اين واسطه اغلب از زمين‌هاى ديمى زار بادشت و چندين قطعه زمين استله‌بر و يك مزرعه خوب استله‌بر را ضبط كرده . من خودم با او گردش مىكرديم يك نفر استله‌برى تعظيم كرده گفت زمين مرا معلم كلايه آب گرفته و زمين را نشان داد . امير گفت اين راه سامان است ، شما چرا از راه به پائين كشت مىكنيد . آقا مير هادى هم حاضر است من نمىدهم . آقا مير هادى گفت ما محق اجارهء خود هستيم ، پس اجارهء ما را بدهيد . بعد آقا مير هادى آرام به من گفت شما توقع داريد ملك شما را نبرد ، در صورتى كه املاك پدرش را مىبرد .

روحيات و حركات امير اسعد

مختصر اهالى آن چند ده فوق العاده در صدمه افتاده‌اند . هنوز تمام شهرك را نخريده در خيال زمينهاى فارس‌آباد است و به من مىگفت بايد آن راه سامان باشد . اما ظاهر امير اسعد طورى است كه هركس از باطن كار او اطلاع نداشته باشد سلمان فارسيش مىداند . امير اسعد خيلى به ظرافت و نظافت ميل دارد ، اما نه مثل فرنگى مآبها به اسباب اطاق يا فكل و لباس و غيره بلكه به غذا و خوراك و ظروف و حفظ الصحه . گيلاس چاى او به قدرى پاك بايد باشد كه عكس آدم بيفتد . آب خوراكى او و ظرف آن بىنهايت تميز است . روزى چند مرتبه دست خود را مىشويد . آفتاب لگن و صابون دايم پشت در اطاق