تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4377

مساهمون:

ص٤٣٧٧
و مخبر السلطنه و غيره مذاكرات مىكنند . اما هيچ از نتيجهء مذاكرات در روزنامه درج نيست . سفراى دول محارب متصل با رئيس الوزراء و وزير خارجه خلوت مىكنند . سفير آلمان از قم به عراق از آنجا همدان و از آنجا كرمانشاهان رفته . چه در دهات و چه در شهرها باكوكبه و مستقبلين زياد وارد و پذيرائى شده . يكصد نفر از نمايندگان تجار و اصناف شهر طهران نزد رئيس الوزراء رفته سؤالاتى مىكنند . رئيس الوزراء مىگويد ما فقط براى آسايش مردم و سلامت روى بيطرفى اختيار كرديم و لو اين‌كه نتيجه هم نبرده باشيم ، متأسفانه ممكن نشد . اوضاعى است كه مشاهده مىكنيد . پس اينك كه كار به اينجا كشيده ديگر گمان نمىكنم كه دولت بتواند وضع شش ماه قبل را نگاهدارى كند . ضمنا بعضى مطالب راجع به سياست مملكت دارى و طريق حفظ منافع اظهار داشتند كه ما اجازهء انتشارش را نداريم ( جملهء اخير از قول روزنامه است . نمىدانم چطور فرمايشاتى كه در ميان صد نفر شده است روزنامه پنهان مىكند و حال آن‌كه در ايران ما بين دو نفر صحبت شود ممكن نيست مخفى بماند ، چه رسد به صد نفر ) .

نايب حسين

به نايب حسين و پسرش و محمد حسن خان ظفر نظام كميته تأمين مىدهد و وارد قم مىشوند و از آنجا براى جنگ با روس در زرند كه سابقا نوشتيم . اهالى كاشان تلگرافات مىكنند كه اگر اين دفعه نايب حسين به كاشان بيايد به احدى ابقا نخواهد كرد ، به داد ما فقرا برسيد . هفتاد نفر آلمانى و ايرانى به يزد وارد مىشوند بلافاصله اوضاع يزد دگرگون مىشود . حاكم بختيارى به عجز مىآيد . آنجا هم مثل اصفهان شده . بيشتر تلگرافاتى كه در روزنامه درج است مذاكراتى است كه با كميتهء قم مىشود . هيچ دولتى در بين نيست ( با وصف اين چه تصميمى دولت بكند جز جنگ با روس و انگليس كه ملت اطاعت داشته باشد ) .

اصفهان و كرمان

در اصفهان جمعى از ژاندارمها به عمارت هشت بهشت بانوى عظمى مىروند اموال او را غارت مىكنند . حكومت چند نفر بختيارى به خانه دكتر پوژون ( رفيق خودمان ) روانه مىكند مبلغى از اموال را بيرون مىآورند . اين مسئله باعث خشم صاحب‌منصب سوئدى و ژاندارمها شده نزاع مىكنند . جمعى از طرفين مقتول و زخمى مىشود . نظر به خبر ثانى گويا پس از جنگ اصلاح مىكنند . در كرمان كسان قونسلگرى آلمان وكيل