چاپ كردند :
« سواد تلگراف - متحد المال - به عموم فرمانفرمايان و حكام ولايات ، براى رفع نگرانى عموم اعلام مىدارد كه مناسبات و داديهء دولت عليه با دولتين روس و انگليس برقرار و در پيشرفت مقاصد مذاكراتى كه در جريان است اطمينانبخش است . حسن ، رياست وزراء »
مصدق الدوله - الموت مأمن فراريها
مصدق الدوله معاون نظميه ( شهباز خان پسر مصدق الدولهء كاشى محبوب مظفر الدين شاه كه پس از فوت او به فرنگستان رفت و مشغول تحصيل شد حالا معاون نظميهء قزوين است ، پسر خالهء مرحومه مفرح الدوله عيال من ) مرا محرمانه خواست ، منازل راه الموت را ده به ده جويا شد نوشت . گفت اغتشاشى بشود مىآيم . همينطور آقا رضا خان ، رفعت السلطان كه با عيال خيال آمدن دارد . خيلى از تجار و معاريف به الموت مىآيند چون ديگر راه فرارى ندارند .
گرانى - كشيك
جو از گندم گرانتر است . روزى پانزده هزار تومان خرج قشون روس است . اجناس و اشياء فرنگستان بىنهايت گران است و روز به روز گرانتر مىشود . كرايهء يك خروار بار تا رشت چهارده تومان است . آرد براى قمر الدوله مىخواستم روانه كنم از بس گران بود حمل نكردم . هر دقيقه يك خبر بد مىرسد ، اما كسى جرئت ندارد توى كوچه و خيابان صحبت كند . از يك ساعت از شب رفته احدى از خانه بيرون نيست . نظميه هم تا ساعت سه پست دارد ، كشيك مىكشد ، از آن به بعد خود روسها كشيك مىكشند . امروز يا فرداست نظميه هم فرار كند ، مال گيلان را گفتند برچيدند . مسكرات به كلى قدغن است مگر با نوشتهء نظميه بدهند ، به غير آن محال است .
كاغذجات حكومت نوشته بود به حمد اللّه تعالى سارقين اموال شما دستگير شدند و در نظميه محبوس هستند تا اموال شما مسترد شود . دبير الحكماء رئيس كابينه هم شرحى از خدمات خودش نوشته بود و اينكه تقى به اجازه آمد ، ما هستيم . آقا رضا خان هم نوشته بود انشاء اللّه اموال پيدا مىشود . رفعت السلطان شرحى از اغتشاش و اينكه منتظر ما باشيد . ايلات تا قرخ بلاغ هفت فرسنگى قزوين رسيدهاند ، بارخانهء معمولى را مطالبه نموده بود .