مقالهء بامداد روشن : دربار سلطنت
بعد از انتظارها اخيرا شروع تصفيه شدن دربار سلطنت عظمى را شنيديم .
مع التشكر احتساب الملك از دربار اخراج شد و چه لكهء بدى از حاشيهء سلطنت زايل گرديد .
انفصال احتساب الملك مسرتى در افكار توليد كرده و همه از كوتاه شدن دست او از دامن پادشاه خوشحالند و نسبت به شخص شخيص اعليحضرت همايونى شكرگزار .
ولى انتظارات ديگرى هم هست كه اگر خوشبختانه به وصال آن آمال نيز رسيديم بر مراتب تشكر و مسرت عموم خواهد افزود ، يعنى هنوز احتساب الملكهائى آلايش دربارند و نمىتوان باور كرد كه با وجود آنها جنبهء تقدس اعليحضرت چنان كه بايد و شايد در مقابل افكار عمومى بروز و ظهور داشته باشد .
طبقات خواص مىدانند كه خداوند پادشاه ايران را به چه اخلاقى مخصوص گردانيده و ممتاز قرار داده و حتى عموما معترفند كه ايران امروز فقط يك شاه دارد و چنانچه فى الجمله خلاف انتظارى از ناحيه دربار ديده شود ، همه اعليحضرت همايونى را تقديس كرده و نسبت به سوء اخلاق بعضى از حواشى دربار مىدهند . مع ذالك ما مىخواهيم كه مطلب بر طبقات عامه نيز پوشيده نمانده و تمام صنوف ملت به شايستگى قدر سلطان محبوب خود را بدانند .
اين آرزو در سايهء تصفيه دربار تأمين مىشود و بس . پس بايد آن مشروع مقدسى را كه شروع شده تعقيب و رفقاى احتساب الملك را هم اخراج كرد ، تا دربارى منزه و متناسب با اخلاق شخص پادشاه داشته باشيم .
پس ميل به اصلاح دربار و سعى در انجام اين مشروع ، وظيفهء هر ايران خواهى است كه صالح بودن دربار ، سرچشمه ساير اصلاحات مملكتى است . زيرا محور ثابت و غيرقابل تغيير ايران كه امروز ساير چرخها بر گرد او دور مىزند فقط شخصيت سلطنت است و باقى همه غير ثابت و قابل تغيير : اين دسته وكلا مىروند دستهء ديگر مىآيند و متأسفانه در مدت يك سال چندين كابينه عوض مىكنيم و همچنيناند اعضاى رئيسه ادارات .
لكن اصل كه سلطنت و سلطان باشد ثابت و پابرجا و تغيير و تبديل شاخ و برگها پيرايهء برومندى آن درخت سعادت است . بنابراين بايد علفهاى سمى و مضر را از پاى درخت سعادت ايران دور و درو كرد و نگذاشت كه گرد همنشين بد بر دامن سعادت يك مشت مردمى كه از همهجا مأيوسند بنشيند .