قضيهء دزدى
تقى با ژاندارم رفته سه نفر رفقاى سيا را دستگير كرده به نظميه دادهاند . بعد يك نفر منفتش با تقى فرستادهاند چند قالب صابون و يك كفش به دست آوردهاند . به مفتش يقين شده كار آنهاست . بعد در نظميه استنطاق كردند همه را انكار مىكنند و بعد كار به كتك مىكشد و آنها را مىگويند شكنجه و داغ كنند كه حيدر قلى خان حركت مىكند . تقى خيلى مفصل نوشته بود و الحق زحمت هم كشيده تا نتيجه چه شود . سليمان را هم كه شهر فرستاده بودم سارقين را شناخته او هم مشغول مطالبهء اشياء خودش است .
لندن نيوز
ميرزا اسمعيل خان همان حرفهاى سابق را در باب روزنامه نوشته بود و به من نزديك است محقق شود كه پول را نوش جان كرده و ابدا به بانك نداده است . بايد به هرمز ميرزا بنويسم او بخواهد . عجب اتفاقى افتاد كه در همچه موقعى من بايد « لندن نيوز » نداشته باشم .
قشون روس
چهارشنبه 23 محرم ، قوس ، اول دسامبر 1915 - از پريروز ابرى آمده پريشب باد و طوفان شديد شد ، امروز باد بود . از بعد از ظهر نمنم باران آمد ، ولى باد آن را متفرق مىكند و نمىگذارد كاملا ببارد . محمد على از اندج ناحيه آمد . او مىگفت پسر ملا حسين كه شهر رفته كاغذ نوشته بود متصل قشون روس وارد قزوين [ مىشود ] و بهسمت همدان مىرود . گاريهاى مجروحين روس وارد قزوين شد . در همدان جنگ است . در ينگى امام قشون روس متوقف شده ، شهر قزوين آرام است . ولى دكاكين كمتر باز [ ست ] و مردم اغلب بيرون نمىآيند . بعضيها هم رفتهاند . تمام ژاندارمرى هم به همدان رفت .
محمد حسن خان هم ( ظفر نظام ) در همدان با روسها جنگ مىكند .
وضع ولايات
اما روزنامهجات كه اغلب را خواندم كه از هفتم ذيحجه لغايت چهارم محرم بود جنگ همدان را نوشته بود اما بدون تفصيل آن هم به واسطهء خرابى سيم تلگراف : ورود چريك و قشون جديد عثمانى و همراهان ايرانى به شهر سنندج . ورود قشون زياد روس به قزوين و تبريز و تمام شهرهاى آذربايجان .