روزنامهء رعد
عصر بيرون رفتم . ملا عيسى گفت يك روزنامهء ديگر هم براى امير اسعد آورده است .
فورا فرستادم آورد . « رعد » يوميه ششم محرم بود . صفحهء اول ستون اول تمام سفيد بود .
بالاى اين سفيدى به خط جلى نوشته بود مسائل داخلى ، مناظر سهمناك ! آيا چه بايد كرد ؟ معنى آن را درست نفهميدم . مقصودش اين است كه قارئين بگويند چه بايد كرد ، نه بهتر اين است خودشان كه باعث اين كارها شدهاند بنويسند .
از اين ستون گذشتيم اخبار پايتخت بود . صبح هيئت وزرا در قصر ابيض جلسه داشتند . ظهر پانزده نفر از وكلا تشريف آوردند . عصر رئيس الوزراء خدمت شاه رسيد .
غروب هيئت تجار و اصناف به هيئت آمدند . شب سفراى آلمان و عثمانى به هيئت آمدند . رئيس الوزراء امشب را در دربار توقف كرد . ديگر ابدا از مذاكرات هيئت چيزى ذكر و درج نشده مگر يك مطلب به دست آمد كه سفارتين روس و انگليس تقاضا نمودهاند اسراى اطريشى را در يك محل و تحت نظارت دولت مسكن بدهند . اسلحهء طهران هم جمع بشود .
كاشان
در همدان جنگ است . ليكن به واسطهء خرابى سيم تلگراف خبر درستى ندارند .
ظفر نظام با دويست نفر سوار شاهسون كاشان در قلعهء كوه شاهى ملحق به نايب حسين شده و هنوز جنگ است . البته خبر رفتن قشون روس را بشنوند جرىتر مىشوند .
اخبار خارجه
اخبارات خارجه تمام فتح نامهء آلمان است و تأثيرات كلى از دخول بلغار در جنگ ، زار و زبونى متفقين و اطمينان كلى كه نه يونان و نه رومانى به آنها كمك خواهد كرد ، بلكه بر عليه آنها اقدام مىكنند . حالا اين اطمينان را آقاى رعد از كجا تحصيل كرده خودش بايد بگويد . در روزنامه كه سندى به دست نمىدهد . در اسلامبول تهيهء پذيرائى ورود قشون آلمان و اطريش [ و ] بلغارى ديده مىشود . بلگراد را با پانصد عرابه توپ با خاك يكسان كردند ، بهطورى كه جنرال فون كالويج فرياد مىكرد اين چه سفاهت است . اقلا براى توقف قشون جائى باقى بگذاريد . ولى فايده نداشت ، باعث اين خرابى جنرال فون كوويز بوده است .
در يك مقالهء طولانى هم شرحى از بحران كابينهء لندن و زيادى وزراى انگليس و