متوقفين در قزوين مىتواند شد زيرا كه جدا به اقوال و افعال دولت ايران نمىتوان مطمئن بود و براى آتيه اين كارها هيچ اقدامى نمىكنند . امضا : اسكيو
نامهء نزهة الملوك
يك كاغذ از نزهت الملوك رسيده بود نوشته بود قمر الدوله به سلامتى فارغ شد يك دختر . اسمش را رقيه لقبش را اقدس ملك گذاشتند ، خودش هم مدتها فرانسه خواند حالا براى معلمه ماهى پنج تومان خواسته كه كانوا و تورىبافى ياد بگيرند . عين الملوك قهر است كاغذ نمىدهد . پول مىخواهد .
دزدها
جمعه يازدهم محرم ، 26 عقرب - بنابر معمول سه شب در قلعه روضه داشتم . ديروز هم بچهها بالاروچ زيارت رفتند . هوا خوب است ، باران هيچ نمىآيد . هنوز استاد محمود كاهگل ماليها را تمام نكرده طويله به حال خود مانده . اطاقها لكهگيرى شده ، فقط يك اطاق بيرون را سفيد كردند . عصر قاصد چالهاى آمد با مكتوب تقى كه بعد [ از ] استنطاقهاى جديد كه سيا بروز نيامد مشغول كارهاى قديم شدند ، از شكنجه و طنابپيچ و غيره . كار كه به داغ كردن رسيد تمام كمال اموال و رفقاى خود را بروز داد . كسى كه با شما همراهى كرد آقا رضا خان رئيس تأمينات نظميه بود كه اگر اقدامات مجدانهء اين مرد نبود هرگز مقر نمىآمد . آقا رضا خان برادر كارگذار و از دوستان من و افخم الدوله است يعنى از طفوليت . پسر ميرزا حسن وزير انيس الدوله است . رفقاى سيا ، يد اللّه ، لطف اللّه ، شيردل كرد از ايل اصغر خان . روز دوازدهم با پنج نفر ژاندارم مىروم دنبال آنها . اگر پيدا كرديم چه بهتر و الّا غرامت مطالبه مىشود . اموال سليمان را هم اينها بردهاند ، زود سليمان بيايد شهر .
شكر خداوند را بهجاى آورديم كه انشاء اللّه پيدا مىشود . دزد ايرانى را روى صندلى و استنطاقهاى اروپائى نميتوان مقر آورد . حيدر قلى خان براى امر مخفى كه آنچه كرديم مثل سيا بروز نداد شهر مىرود . گفتم صبح برود . كاغذجات طهران و قزوين را نوشته صد تومان هم براى تقى پول فرستادم . اگر تقى شهر نبود و مال خودش هم جزو اين اموال نبود هرگز اميد نداشتم شيخ كارى صورت بدهد . پول به بانك داده است . بانك يك كلمه گفته كشتى غرق شده بههمين يك كلمه حرف قناعت نمود . ديگر شعورش نمىرسد ، برات و كاغذ غرق شده برات مجدد كاغذ مجدد ! ضامن بانك است . بانك هم برات داده گم بشود غرق بشود بسوزد نمرهء دو ، نمرهء سه تا به محل خود و اصل گردد . حالا اين آدم