قورخانه سازى نموده بودند . تلگراف به وين و برلن نمودند كه از امروز به بعد ما آنها را نمايندهء آلمان و اطريش نخواهيم شناخت و « باشپرت » هردو سفير را دادند . اسم سفير آلمان كنت برندلف است ، اطريش دكتر دومبا . به خواهش پريزيدان سفير انگليس ضامن امنيت آنها شد تا ورود به سرحد خودشان .
قتل امير اعظم
روزنامهء « پروردين » مقالهء اساسى خودش را تمام از وثوق الدوله نوشته بود ، هر نسبتى كه تصور شود به او داده . در روزنامهء ديگر ديدم هيئت وزرا توقيفش كردند . خبر مهم ديگر قتل امير اعظم است در شاهرود . شب 19 ماه ذيقعده به دست اسمعيل خان شجاع لشكر با موزر مقتول مىشود . ديگر روزنامه شرح واقعه را نمىدهد و معلوم نيست چه بوده . فقط مىنويسد گويا برادر اسمعيل خان را كشته بود ، خود اسمعيل خان هم نوكرش بوده . اما روزنامهء « بامداد روشن » تمام را بدگوئى مىكند و مىنويسد امير اعظم كه با قرض و فروش [ ملك ] به كرمان رفت از چاپيدن كرمان و سه سال حكومت شاهرود و بسطام ، سمنان و دامغان كه پستترين حكومتهاى ايران است صاحب سه كرور مكنت و سالى شصت هزار تومان منافع ملك غصبى مردم شده است . امير اعظم به زور خودش حكومت آنجاها را داشت . ابدا اعتنا به حكم مركز نداشت . نمىتوانستند او را عزل كنند .
پسرش « 1 » را امير اعظم [ كردند ] و حكومت را به او دادند با يك پيشكار . پسرش خيلى جوان بايد باشد . وقتى كه مدرسهء قاجاريه مىآمد من ديده بودم . نبايد شانزده سال زياده داشته باشد . نفهميدم به چه علت و جهت حكومت را به او دادند . شايد به واسطهء عين الدوله باشد يا پول زيادى داده باشند . امير اعظم در طهران ، هنگامى كه زورخانه مىرفت و جزو مشديها و الواطها بود سه نفر آدم كشته و يك نفر بچه خوشگل خودش را هم كشت در كرمان ، و اين سه سال هم يقين است چندين نفر كشته است . البته به كيفر اعمال بايد برسد . چنانچه مال سپهسالار به اين امير اعظم و ساير اولادش وفا نكرد ، همه را تمام كردند . اين مال هم به اولاد اين آدم وفا نخواهد كرد .
قيمت قاطر
يكشنبه هفتم ذيحجه ، 24 ميزان - بچهها از گازرخان آمدند . خوش گذشته بود . حمام هم رفته بودند . طويلهء ما را آخر مشهدى آقاسى تمام نكرد ، به يك شكلى خود طويله را
هامش
( 1 ) - يد اللّه خان عضدى منظور است ( ا . ا . )