تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4295

مساهمون:

ص٤٢٩٥
سر و صورت داده اسبها را آنجا برديم . دو كره قاطر هجده ماهه يكى براى ملكه يكى براى زينب خريدم . قاطر بىنهايت گران شده اين دو را يكصد و چهل تومان خريدم ، در حالى كه دو سال قبل هفتاد و پنج تومان دو تا خريدم . يكى را از كوه آقا محمد كلانى پرت كرد ديگرى هست تازه بار مىكنند . قاطرى كه بشود نگاه كرد از صد و صد ده كمتر نيست . يك قاطر خودم را هم كه پير شده بود نود و پنج تومان فروختم كه در جوانى و وقت كارش هفتاد و پنج خريده بودم . بسيار قاطر خوبى بود .

وضع كلفت

تقى مىخواهد قزوين برود . محمد على پسر مشهدى حسين خان مدتى است آمده و اينجا مانده است . حسنى با اسمعيل به اطاقهاى جديد حياط طويله نزول اجلال كرده‌اند . دخترش چندى است از كمر معيوب شده راه نمىتواند برود ، پايش قدرت ندارد ، و بال گردن حسنى شده . زينب مىگويد از بس به كمرش زده اين‌طور شد . اسمعيل يك روز به من مىگفت اولادم را روى كار شما گذاشتم . گفتم چطور . گفت زير درخت گردو پيش اسبها خوابيد اين‌طور شد . حسنى مىگويد مضرت كرده بايد دعا گرفت به اين واسطه بالا نمىآيد . شاه زينب را هم كه براى مراد زواركى عروسى كردند و حالا آبستن است و خانهء شوهر ، كلفت هم در الموت پيدا نمىشود . بشود هم آنقدر نفهم و بيكاره و كارندان هستند كه آدم ذله مىشود . عاليه پيرزن است . يك سال و نيم است اينجاست ، هنوز يك سماور بلد نيست آتش كند ، يا يك فنجان چاى بدهد . عباس ما شاء اللّه مثل ماه شده هيچ به بهمن شباهت ندارد . خيلى شبيه طفوليت قمر الدوله و ملكه است . من خيلى عباس را دوست دارم ، خيلى شيرين است . روزنامه‌ها را باز نگاه كردم در يكى نوشته بود در صورتىكه تمام مقدونيه را متفقين اربعه به بلغار مىدادند . راه‌آهن دره آقاج را گرفت و پشت پا به دول اربعه زد .

مقالهء تيمور تاش

در باب ماليات دخانيات سردار معظم خراسانى لايحه‌اى در روزنامه درج كرده . از مضار ماليات آن ، بالاخره كه در صورت عدم ماليات سالى چهارصد و بيست هزار تومان از خارجه توتون سيگار ساخته و نساخته وارد مىشود و دويست و پنجاه هزار تومان خارج مىشود . اگر صد سى ماليات گرفته شود محقق است كه خيلى زيادتر وارد خواهد شد و ضررش كلى است . ديگر اين‌كه زارع و مالك كه ماليات نقد و جنس را مىدهند