اسلحه و شتر فراوان از اصفهان بيرون مىفرستند . حالا سر از قانن و سيستان بيرون آوردهاند . اين خبر كه به سفارتين مىرسد فورا از مشهد قشون روس مىرود و از بلوچستان هم قشون انگليس كه مانع شوند اينها به افغانستان بروند . حاليه معلوم نيست سرگذشت آنها چه شده است .
قونسول آلمان در كرمانشاه
از همدان قونسل روس و انگليس براى كرمانشاهان حركت مىكنند . در كرمانشاه قونسل آلمان اعلانى مىكند . پس از غمخوارى براى ايران كه من شهر را حفظ مىكنم اهالى آسوده باشند و نخواهم گذاشت قونسل روس و انگليس وارد اينجا بشوند .
خودش با نظر على خان و پانصد نفر سوار و پياده براى كنگاور مىآيد ، سنگربندى مىكند و براى قونسل روس و انگليس و اتباع آنها شليك توپ و تفنگ مىكند و به هر شكل بوده آندو قونسل را بهسمت همدان روانه مىكند و خودش مجددا كرمانشاه مىرود .
روسها هم به دولت ايران پرتست كردهاند يا قونسلهاى ما را به آنجا روانه كن يا از قزوين قشون مىرود . همدان به اين واسطه خيلى انقلاب دارد و مردم متوحش هستند . متصل به طهران تلگراف مىكنند .
آذربايجان يك پارچه آتش
آذربايجان كه جاى خود دارد . ما از بس از آن نقطهء بلاكش نوشتهايم ديگر خجالت مىكشم . يك پارچه آتش سوزان است . متصل شهرهاى ما به چپاول سپاهيان روس و عثمانى مىرود . عثمانى مىرود روس مىآيد . روس مىرود عثمانى مىآيد . هردو طرف قتل و غارت از ما مىكنند .
قنسول آلمان در كرمان
قونسل جديد آلمان به كرمان مىرود ، حكومت از طهران تكليف مىخواهد . جواب مىدهند ابدا رسميت ندارد . حكومت احتراماتى نمىكند . اما اهالى شهر طورى ازدحام مىكنند و مستقبلين مىرود كه دو سه نفر در زير پا خفه مىشود . سوارهاى عرب آقاى قونسل هم محض بروز شادمانى شليك مىكنند . از شليك آنها هم دو سه نفر مقتول مىشود . قونسل دو سه روز بعد بناى روضهخوانى را گذاشته مردم را به اين عنوان مىخواهد فريب بدهد و يك هنگامه هم آنجا برپا شود .