كس در زير درختها بنشيند يا عبور كند حكما كلاهش از فضلهء آنها نشانى زده مىشود .
ترس از آذرى
سهشنبه سلخ جمادى الثانيه - شيخ قونسلگرى رفت . جواب داده بود جمعه پست مىآيد . شما شنبه بيائيد تكليف معلوم شايد بشود . مأمور حكومت نرفته . ميرزا احمد خان مانع است . اين رؤساى ساير ادارات و معاون حكومت هم از اين آدم مىترسند . كاغذى باز به ماليه نوشتم جواب سختى داد كه بدون فوت دقيقهاى اقدامات مىشود ، تحصيلدار مىرود چه و چه . باز به طهران اطلاع دادم خوب است . از قزوين همه روزه پست به طهران مىرود .
ترتيبات قرون وسطى - بنان ديوان
چهارشنبه غرهء شهر رجب - رئيس عدليه را ديدم قرار شد كاغذى به رئيس ماليه بنويسد ده روز مهلت بخواهد . شب جواب او را فرستاده بود ، نوشته بود در قرن بيستم ترتيبات قرون وسطى و ملوك الطوايفى را عين السلطنه جارى كرده برعكس خواهش شما و ايشان خودم الموت مىروم . خواستم اين مطالب را متحد المآلى نوشته به ادارات و ساير جاها بدهم ، رفعت السلطان مانع شد . گفت بدتر مىكند .
بنان ديوان رئيس ماليات مستقيم را خواستيم آمد وعدهء تعارفى دادم شايد رفتن رئيس را موقوف كند . نصرت اللّه وافورى با يك نفر ديگر امروز از طرف حكومت الموت رفتند ولى شهر آمد معلوم شد ابو القاسم خيلى واهمه كرده شبها كشيكچى مىگذارد .
متصل بيدار است . مىگويند از طرف تنكابون خواهند آمد . اين بود كاغذ سراپا فحشى به او نوشتم من آنچه مىكنم اين آدم صاحب دل و جرأت بشود ممكن نيست .
جمعه سيم شهر رجب - خانهء سعيد نظام دعوت داشتيم . مىگفت ميرزا زين العابدين خان كارگزار مىگويد مأموريت الموت به من رجوع شده و اشتباه كلى داشت . گمان مىنمود باز شما به تيولى عمل مىكنيد . من به او حالى كردم حكايت تيول نيست . ملكشان است رعايا را تحريك مىكنند . كارگزار مىگفت رئيس ماليه خيلى « سور » است ، گوش به حرف نمىدهد .
وفات شيخ سيف الدين
در قم هنوز انتخابات شروع نشده نزاع سرگرفته . شيخ سيف الدين در طهران مرحوم شده ، آدم بزرگوار خوبى بود . بيشتر امورات مردم را در طهران او انجام مىداد . با ما