تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4114

مساهمون:

ص٤١١٤

ضياء الدوله - ممتحن السلطنه

عصر ميرزا سيد حسن خان رئيس كابينهء حكومتى ديدن آمد . قزوينى است . آدم خوبى است . حاجى غلام حسين داماد آقا شيخ ابراهيم فوت شد ، شيخ مشغول آنجاست . مىگويند ممتحن السلطنه برادر ضياء الدوله به حكومت مىآيد . قزوينيها ضياء الدوله را پاك مفتضح كردند . تمام روزنامه‌جات از تلگرافات و عريضه‌جات آنها مملو است . چهارشنبه 24 - كاغذى به ماليه براى نشر اعلان نوشتم كه در صورتى كه مالك در اداى ماليات حاضر باشد اعلان لازم نيست كه محل مرا مغشوش كند . معاون حكومت با رئيس عدليه هردو به رئيس ماليه پيغام كردند شمه‌اى از ترتيب الموت تا بلكه اندكى ساكت شود . اما اين آدم به قدرى مغرور علم و هنر و خانم خود است كه گوش به حرف احدى نمىدهد . حكومت قرار شد مأمورى الموت براى جلوگيرى روانه كند .

ديدار مشير التجار - تگرگ طهران

حاجى مشير التجار داماد مرحوم سعد السلطنه به سركشى املاك عيالش آمده امروز ملاقات شد . مىگفت در حوالى طهران چهل الى هفتاد هزار خروار غله به واسطهء تگرگ به مردم ضرر وارد شد . صفائيه را پاك خراب كرد . تگرگ دانه‌اى چهار سير تا دو سير و نيم آمده بود . هجده نفر در طهران زير آوار ماندند .

تغيير پلتيك روس

عصر رضى خان يمين خاقان و موثق ديوان را ديدم . گفتند آنچه ممكن بود روسها به خشم و تغير امتياز بگيرند گرفتند . حاليه از راه دوستى بيرون آمده به اين عنوان هم مىخواهند بعضى امتيازات تحصيل كنند . اين است تغيير پلتيك داده همراهى و حمايت نمىكنند . حالا آنها همراهى نمىكنند جهنم . آن‌وقت هم كه مىكردند همان اسم بود ، ما به زور خودمان راه مىرفتيم .

احكام ناحق عدليه

مردم اين شهر و اجزاء ادارات دارند اين پناهندگان را خفه كنند . مثلا عدليه هرحكم ناحقى ميل دارد مىكند كه اين آدم پناهنده بوده . ماليه در گرفتن ماليات نهايت سختى را مىكند . بارى من آمدم كه تعرضى كرده باشم و ضمنا هم بلكه امر بهره اربابى خودم را با رعيت انجام بدهم . تمام را گرفتار ماليه شدم و الموت هم دارد مغشوش مىشود .