مفصلا روش حكام سابقه و حاضره را تذكار و در تحت مقايسه آوريم . حكام دورهء سابقه و حاضره را تذكار و در تحت مقايسه آوريم .
حكام دورهء سابقه از ساعتى كه داخل در مذاكره گرفتن يك حكومتى مىافتادند تا آن دقيقه كه معزول شده و به مركز مراجعت مىكردند انواع مخارجات ، تقديمات ، رسومات ، تكلفات از قبيل پيشكشى پادشاه - صدراعظم - عمله خلوت - اجزاء اتابك - شب عيدى - طاقنمابندى - وجه تصدق - بارخانه - سيورسات - پول روزنامه و سالنامه و غيره و غيره را متحمل بودند و به اختلاف ولايات صد و بيست هزار تومان تا پانزده هزار تومان به دولت مىدادند و ساير مخارجات فوق هم به عهدهء آنها بود و هنگام حركت به يك ايالت هزار دفعه توصيه و دستخط شاه راجع به سفارش فلان خان و فلان شاهزاده را مىبايست تقبل نموده و با هزار جانكندن و خانه و لانه و جواهرآلات را پيش ارباب جمشيد يا حاجى ملك التجار گرو گذاشتن و چند هزار تومان پول فراهم كردن حركت مىنمودند و البته غالب مركزيان ايالت مرحوم ركن الدوله والى فارس و شبى هزار تومان كرايه قاطر بنهء او را به خاطر دارند و از اين محاسبه مىتوان مقايسه كرد كه در آن اردو اقلا دو هزار قاطر و هزار اسب موجود بود ( بيشتر بود براى اينكه اين هزار تومان كرايهء مال شخصى ركن الدوله بود . اجزاء او هم همينقدر داشتند ) پس از ورود به مقر حكومت هم همهء آن جمعيت را راه ببرد و به اصطلاح معروف لقمهء نانى رسانيده و انواع سوغات ، هل و گل ، يادبود ، اسبسوارى ، قاطر آبدارى ، حتى برنج و روغن كارخانهها را مىبايست بفرستد و رؤساى تلگرافخانه به اختلاف محال از ماهى بيست تومان تا دويست تومان از حكومت استصوابى يا حق السكوت گرفته ، چنانچه غالبا براى رياست تلگرافخانهء خراسان و فارس سر و دست مىشكستند و پيشكشها مىدادند . در عرض سال چندين نفر از قبيل پيشخدمتان سلطنتى ، فراش خلوتان ، غلام پيشخدمتان بهعنوان خلعت نوروزى ، شمشير ، تمثال همايونى ، عكس اعليحضرت ، مجسمهء ملوكانه ، قدغن صيد طيور ، عدم استعمال رنگ جوهر ، گرفتن مال فلان عارض ، تسعير غله يا حمل به مركز به آن شهر ورود مىنمودند و اين حاكم بدبخت مىبايست همه آنها را متحمل شود و خيرمقدم گويد ، تعارف بدهد . بعد ذلك اين خان حاكم اگر تعدى مىنمود و از يكى صد يا دويست تومان مىگرفت نسبت به مقدمات اوليه چون درس دزدى را بهطور غيرمستقيم از مركز گرفته بود و مجبور به گرفتن بود گويا چندان قاصر و خاطى شمرده نمىشد . به خاطر دارم براى يكى از شهرهاى شمالى كه هزار و نهصد تومان اصل مالياتش بود ده هزار تومان تفاوت عمل مىخواستند . حاكم پدرمرده مىگفت از كجا بدهم . فلان مستوفى شقيقه فرورفته از آن گوشه مىگفت بابا قبول كن خدا پدرت را
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4070
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٤٠٧٠