تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4016

مساهمون:

ص٤٠١٦

فرانسه

كابينهء فرانسه تغيير كرده از نو تشكيل كابينه شد . اشكال آسمان‌پيمايان را كشيده بود كه يكى از آنها سه هزار ميل مسافرت كرده ديگرى از پاريس تا قاهره رفته از آنجا به اسلامبول ( براى الموت از همه‌چيز لازم‌تر يك آيروپلان است و يك تلفون يا تلگراف بىسيم ) . مكزيك بسيار اغتشاش دارد بين فدرالها و كانستوتيسيونها جنگ است و متصل از هم كشتار مىكنند .

الموت و سياه‌دهنى - كره كثيف

از اروپا مراجعت به الموت كنيم . عرضه و تقاضا يك مبحثى است در علم ثروت كه حاليه من دچار اين مصيبت شده‌ام . غله زياد انبار كردم آن هم به گفتهء جمعى از الموتيها مثل اسعد الحكماء و ديگران كه آقايان محتاج رودبار نشوند ، اينك نمىبرند . در اينجا مثلى خاطرم آمد . سيادهنيها در سنوات سابق سالى مقدارى كره به مطبخ سلطنتى به عوض اجاره مىدادند . نشستند دور خود گفتند چه ضرر دارد ما اين مقدار كره را از گردن خود بيندازيم يا اقلا تبديل به غله يا پول كنيم . بعد از گفت‌وشنود بسيار چند نفر پيرمرد از بين خود انتخاب كرده مبلغى پول جمع نموده آنها را طهران روانه كردند . حضرات بعد از ورود طهران به مقامات لازمه متشكى شدند كه در وقت تحويل دادن كره عملهء مطبخ كسر به پاى ما حساب مىكنند ، تعارف مىخواهند ، كم قبض مىدهند . از اين قبيل شكايات كه در نزد خود فكر كرده بودند . خوانسالار شاه را خواستند كه قرارى در خصوص تحويل گرفتن و اين تعديات بدهد . ناظر دو برابر آنها بناى شكايت را گذاشت كه كرهء آنها كثيف است ، بد است ، آشغال دارد ، مو دارد ، پشكل دارد . من بايد داغ كنم ، صاف كنم ، همه ساله مقدارى كسر مىشود و بايد ضرر بكشم . اين پدرسوخته‌ها بايد روغن به عوض كرده بدهند . البته فرمايش ناظر مقدم به عرايض سيادهنى خواهد بود . سخت آنها را چسبيدند و نوشته گرفتند كه همه ساله به جاى اين كره كثيف روغن پاك بدهند . سيادهنيها مراجعت نمودند و به خانه رفتند ، تمام اهل سيادهن شب را جمع شده پيرمردان همه را از راه و هوا و طهران صحبت كردند . طاقت آنها طاق شد . گفتند تفصيل كره را بگوئيد . باز آنها صحبتهاى ديگر كردند . آخر الامر كه به سختى كار كشيد گفتند حضرات ما رفتيم پس از زحمات زياد و خرج فراوان و دوندگى بسيار كره را ياغ كرديم ياغ كرديم « 1 » . سيادهنيها چوب و چماق برداشته آنها را كتك وافرى زدند . ليكن آن كتك
هامش
( 1 ) - ياغ به زبان تركى به معنى روغن است .