تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3976

مساهمون:

ص٣٩٧٦

توتون رشت

جمعه 28 محرم - غلامرضاى مدانى كه بار خانه از طرف من شهر برده بود امروز آمد . قمر الدوله يك جعبه سيگارد ته طلا و غيره برايم فرستاده بود كه از هريك ميل كردم مجددا روانه شود . بسيار خوب سيگاردى بود . حقيقة توتون رشت مزيت پيدا كرده .

هرمز ميرزا

كاغذجات مطالبى نداشت . حاج آقا طهران آمده فخر الملك هم وارد شده نوشته بود مقررى مرا كه به هرمز ميرزا براى مصرف تعليمش مىدادند قطع كرده‌اند شما از پول او روانه داريد پاريس بفرستم معطل نماند . خود هرمز ميرزا هم جواب مكتوب مرا روانه كرده بود ، الحمد للّه سلامت و مشغول اتمام تحصيلات خود است . در امتحان نوشته بود از دو درس نمرهء هفده گرفتم ، دو درس ديگر شانزده . نوشته بود در اين فاميل كه هستم خيلى شاگرد هست اما هميشه بين محصلين يونانى صربى و بلغارى مرافعه است .

يونانى

يادم هست در روزنامهء چندى قبل خواندم در كشتى كه از ليورپول به نيويورك مىرفت قريب هزار نفر يونانى ، صربى ، بلغارى بوده روز اول و دوم قريب سى نفر مجروح در تخت‌خواب مريض‌خانهء كشتى نتيجهء نزاع بود . آخر كاپيتان اسلحهء آنها را گرفته بعد با كارد و چنگال مشغول نزاع مىشوند . كاپيتان حكم مىكند آنها را هم مخفى مىكنند آن‌وقت با بشقاب و بطرى و آنچه به دستشان مىآيد بناى نزاع را مىگذارند تا زمانى كه كشتى وارد نيويورك مىشود و حضرات متفرق مىشوند . يك بسته هم روزنامه داشتم با « لندن نيوز » كه بعد از خواندن تازه‌اى باشد ذكر مىشود .

روزنامهء رعد

روزنامهء « برق » توقيف مىشود فورا همان اداره روزنامهء خود را به‌عنوان « رعد » منتشر مىكند . در صدر مقاله اين عبارت را مىنويسد كه : « گمان مىكنم به همين واسطه باز توقيف شد . مسئله به امضاء رسيدن مقاولهء استانبول فيما بين صدراعظم عثمانى و سفراى انگليس و روس در موضوع اختلاف سرحدى دولتين مجاور و عدم اشتراك سفير كبير ايران در امضاء مقاولهء مذكور نمايش و پيش‌آمد يك دورهء جديد سياسى را براى مملكت ما مىنماياند » . آن‌وقت با يك حزم و احتياطى اين بحث را توضيح مىكند