باشد كه من نمىدانم . هنوز هم اين پول به يد تصرف وزراى فعال ما نيفتاده . گويا گفتهاند مسيو مرنارد خزانهدار بايد مسئول مصارف اين تنخواه باشد و اين به كلى بر خلاف ميل وزراى ماست . على الظاهر مىگويند سكته به استقلال مملكت است ، در باطن خيال خوردن دارند و مرنارد مانع كلى است .
ژاندارمرى فارس
باز چندى قبل دولت انگليس براى ترتيب ژاندارمرى فارس ميل نمود سى هزار ليره بدهد . اين مسئله تا چندى باعث ممنونيت و شكرگذارى دولت ايران شد . اينك كه مىگويند پول را مرحمت كنيد ، مىگويند حقوقات شخصى دولت انگليس را در بنادر و جزاير خليج فارس امضا شود پول حاضر است . عدهء قشونى هم كه در فارس داشتند در پارلمان گفتگو شد يا بايد عده كامل باشد كه از عهدهء نظم آن صفحات برآيد يا اين جمع را هم بايد مرخص كرد . شق اخير فعلا قبول شده . قشون آنها از شيراز حركت كرد .
كاپيتان لكفور انگليسى كه در حوالى بهبهان شكار رفته بود وئيل بويراحمدى او را مقتول نموده بودند حكم شد از بختيارى جمعيت آنجا برود . چون بختياريها مدتها بود مايل بودند بهبهان ضميمه بختيارى شود و صولت الدوله مانع بود و آن تفصيلات عزل او و باز نصب او واقع شد حاليه موقع را غنيمت شمرده بهبهان را با خاك يكسان كردند و آنجا را ضبط نمودند .
مقررى سالار الدوله
شاهزاده سالار الدوله وقتى كه من طهران بودم به توسط دولت روس قرار شد ماهى هزار تومان مقررى دريافت كند و املاك او را هم پس بدهند خود و اجزاء و همراهانش در امنيت باشد . عشرتآباد را هم محل سكنا قرار دادند كه طهران بيايد و او مىگفت يك ايالتى را به من بدهند و در سر اين فقره صلحنامه به امضا نرسيده بود . حاليه حكومت گيلان را به مشار اليه دادهاند اما معلوم نيست قبول كرده باشد و در استراباد و بندر جز است .
سپهدار
سپهدار مدتى است از تبريز فرنگستان رفته به قول روزنامهنگار بدبينها چنان حدس مىزنند كه رفته محمد على شاه را بياورد و اين عدم تمكين سالار الدوله را دليل قوى مىدانند .