تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3855

مساهمون:

ص٣٨٥٥
مانع از پياده شدن آنها شده و با كمال خفت مراجعت مىكند . شهر اسلامبول به واسطهء ازدحام و كثرت مسلمانهاى فرارى منظره هولناكى پيدا كرده تمام مساجد ، معابر ، كوچه ، كاروانسرا پر است از زن و مرد و بچه كه همه غارت شده همه دلسوخته همه مصيبت‌زده . آنچه مىنويسند به مسلمين بسيار صدمه مىزنند از دختر هشت ساله تا پير هفتاد ساله را بىعصمت مىكنند مىكشند . بچه‌ها را سر به شمشير مىزنند . مسلمين را جبرا مسيحى مىكنند . چنان بيدادى مىكنند كه قشون چنگيز نكرده . دول معظمه هم همه را مىبينند و هيچ نمىگويند . حالا يك مسيحى را در چين بكشند چه هنگامه برپا مىشود خدا داناست . مسلمين را جمع مىكنند مىگويند مسيحى شويد . آن‌وقت هركس نشود عيال و بچه‌اش [ را ] اول جلوى چشمش بىعصمت مىكنند آن‌وقت آنها را مىكشند ، بعد آن مرد را هم مىكشند . مساجد را تمام كليسا كردند . بازارها را غارت ، دهات را آتش [ زده‌اند ] مىگويند يك نفر مسلم نبايد در اينجاها بماند . يهوديها هم كه در اول با مسلمانان همدردى كرده بودند آنها را هم مىكشند . غارت مىكنند زنهايشان را بىعصمت . چهارشنبه 26 ربيع الاولى ، 15 درجهء حوت - مهدى امروز به طهران رفت . هم همشيرهء خودش زيور خانم را پس از هفت سال ملاقات كند ، هم عذر تقصيرات خود از حضرت اقدس و الا بخواهد . كاغذجات لازمه را نوشتم . امورات بچه‌ها را خواهش كردم آقاى عماد السلطنه رسيدگى فرمايند . ضمنا هم به حضرت و الا عرض كردم زوارك و مراتع بوكو را به مهدى اجاره بدهند به مهر علماى طهران . اما هيچ اظهار نفرمائيد از طرف من اشاره شده . از راه طالقان با غفار نسائى عازم شدند . يك كاغذ بامزهء خوبى هم از تفصيلات شب « يل‌كاى » الموت به گوهر خانم نوشتم كه مىدانم دست به دست خواهد رفت ، از بس بامزه بود . وزير مختار روس موقتا روسيه مىرود . در قزوين تداركات بسيار مىبينند مثل ورود سلطانى . حكومت تهيه مهمانى خيلى عالى ديده . كوچه‌ها ، خيابانها را زينت مىكنند . قونسل تهيه‌ها ديده .

نوروز 1331

جمعه 12 ربيع الثانى اول حمل 1331 اول فروردين - در ساعت 29 دقيقه 17 ثانيه گذشته از روز به زيج محمد شاه هندى . 2 ساعت 38 دقيقه بالا بزيج فرنگى تحويل آفتاب به برج حمل شد . قدرى گذشته من به زيارت امامزاده زكريا عليه السلام بالاروچ رفتم . هوا آفتاب بود . مراجعت زواركيها ديدن كردند كه مهمان هم بودند . در حياط قلعه
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3855 | قهرمان ميرزا عين السلطنه