تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3766

مساهمون:

ص٣٧٦٦
پرسيدم بعد از عباس افندى كه داعى خواهد بود ، گفت ده نفر از امناى بيت العدل كه ملت بهائى قبول نمايد و كتاب اقدس تا هزار سال قانون اين ملت است بعد تغيير مىكند . ميرزا يحيى هم تا پيرارسال حيات داشت و حاليه دو سال است مرحوم شده و شما اگر بخواهيد فى الجمله از عقيده و مذهب اين قوم مسبوق شويد اين ورقه نطق عبد البهاء را كه در امريك نموده بخوانيد . من او را به‌عنوان اين‌كه صبح مىخوانم گرفتم و صبح هم يادش رفت بگيرد به اين مجلّد ملصق كردم تا مزيد اطلاع گردد . « 1 » باز من جويا شدم كه خوب آنچه مسلمان و شيعه هست مىتوان داخل اين مذهب كرد ، گفت ظهور حضرت شده اما بگوئيد ببينم فلان مجوس ، فلان يهودى ، فلان امريكائى كه هيچ قايل به عيسى و موسى و حضرت محمد ( ص ) نيستند چه قسم مىتوان داخل اين طريقت كرد . گفت از روى كتابهاى سماوى خودشان مجوس را يهودى بعد عيسوى بعد مسلمان مىكنند و ظهور حضرت و ظهور حسينى را ثابت مىدارند ، همين‌طور يهود و نصارى را . گفتم به اين سهلى و آسانى . گفت خيلى آسان‌تر . چنانچه از هر قوم و قبيله و ملت الان بهائى هستند . در امريكا صد هزار نفر و روزبه‌روز علاوه مىشود . در لندن ، در پاريس از مجوس بسيار و از يهودى بىحساب . گفتم خيلى اعجاز است ، خيلى كرامت است كه آدم را در يك ساعت هم يهود كرد ، هم مسيحى ، هم مسلم ، هم اثنى عشرى و هم ظهور را ثابت نمود . پس از اين قرار چندى نخواهد گذشت كه تمام خلق كره بهائى مىشوند ! گفت همين‌طور است چنانچه مىگويند و مىنويسند الان نصف بيشتر امريك بهائى شده و من چند نمره از روزنامهء « نجم باختر » براى شما مىفرستم ملاحظه فرمائيد . « 2 » ديگر صحبت را من تمام كردم و عصر رفت تا روزنامه « نجم باختر » منطبعه واشنگتن چه باشد . صحبت ديگر اين بود كه اوان رفته بودم منتظم الملك صحبتهاى سپهدار را مىگفت مختصرا خيلى شديدتر و سخت‌تر از آنچه شيخ ابراهيم گفته بود . در مهمانى حاكم و جواب نطق قونسل هم حاضر و ناظر بوده و آنچه از قول شيخ نوشته شد حاق و حقيقت واقع بوده و بايد منتظر اقدامات تازهء نو ظهور آقاى سپهدار اعظم جد مشروطه بود .

چه مذهب داشته‌اند

يك چيز در دل من بود كه هنگام رفتن از اسعد الحكماء پرسيدم و آن اين بود كه
هامش
( 1 ) - مفقود شده است . ( 2 ) - براى آگاهى خوانندگان از عقايد سخيف و بىپايه اين گروه ضاله مبادرت به درج آن گرديد . ( مسعود سالور )