مثل ايران ما نيست كه بدون بذل يك منات پول و تلف يك نفر سالدات و خالى كردن يك تير تفنگ صاحب و مالك شد .
اين بود حوادث عالم تا منبعد از پردهء غيب چه رخ نمايد .
پنجشنبه 14 شهر شوال المكرم - تغييرات آسمانى همان يك روز بود ، فعلا خوش است و سرد نشده از ايوان كه اول شب مىنشينم به اطاق نرفتهايم اما من معمول دارم و تا بتوانم شبها را بيرون و زير آسمان نمىخوابم و اين سه سال همه را در اطاق برج خوابيدم ، خواه گرم بود خواه خنك .
حريق استانبول
از واقعات خارجه چيزىكه فراموش شد دو حريق پىدرپى اسلامبول است كه چندى قبل واقع شد و مبلغها خسارت رسانيد و ثانى زلزله شديد يكى دو محله اسلامبول دهات و قصبات خارج اسلامبول كه نفوسها تلف و ملياردها خسارت وارد شده و شهر اسلامبول سواى حوادث داخلى دچار صدمات آسمانى هم گرديده است .
پائينروچ به اصرار ملا هيبت اللّه و كربلائى عيسى از من دعوت كرده بودند ملا يوسف و اسعد الحكما هم بودند . يك روز يك شب آنجا بودم عصر با پردهء شكار كبك رفتم و به زحمت دو عدد زدم . اسمعيل از پشت اسب انداخت و گم شد ، نصيب نگرديد ، با همه پيادهروى و زحمت اسعد الحكماء آمد قلعه شب ديگر رفتيم ورك منزل ميرزا مسيح .
فى الجمله صحبت از مذهب بهائى شد به مناسبت اينكه عباس افندى ينگى دنيا رفته تتمهء صحبت هم محرمانه تا قلعه كشيد . اما همه را تقيه داشت و از قول آنها مىگفت و من مختصر تاريخ طلوع اين مذهب را از زبان مشار اليه مىنگارم .
سيد على محمد مشهور به باب در سن بيست و دو سالگى در شيراز خروج نموده و خود را مهدى عصر عجل اللّه فرجه ناميد و بدون خواندن درس صاحب علومات و كشف و كرامات بود . اين خبر به طهران و محمد شاه رسيد . بعد از مشاوره با حاج ميرزا آقاسى سيد يحيى دارابى كه محل وثوق و اطمينان محمد شاه بود مأمور گرديد كه برود و حقيقت را معلوم دارد ، او رفت و تصديق كرد . لكن حاجى ميرزا آقاسى مانع شد كه حقيقت مطلب و تصديق خود را به شاه بگويد و حكم شد سيد على محمد را به طهران بياورند .
در اصفهان منوچهر خان معتمد الدوله حاكم بود و سيد على محمد را كه در خانهء امام جمعه منزل داده بودند ملاقات كرد و پس از اصغاى كلمات او ايمان آورده مانع رفتن به طهران او شد و مدتى نزد خود نگاه داشت و همه قسم حاضر شد كه در راه فداكارى و