ساعت به طهران تلگراف فتح مىكنند كه در روزنامه هم مندرج بود ) . شب قشون مجلل شبيخون زده كشتار زياد مىكنند خصوصا از بختيارى ، بهطورى كه از ششصد نفر كه رفته بودند صد نفر جان در نبرد تمام توپ و اسلحه و چادر و همهچيز را مالك مىشوند .
بعضيها مىگويند فرمانفرما دستگير شده ، بعضى مىگويند در موقع فرار زير گارى مانده ، برخى مىگويند همدان است و ده روز بود از يپرم و همدان خبرى نمىرسيد سيم تلگراف پاره پست هم نمىآيد . يپرم پس از اين واقعه رسيده و به همدان وارد نشده است . و گويا اين خبر اصح باشد شيخ هم همينطور نوشته بود .
چهارشنبه يازدهم - باران نمىآيد ، ديم در خطر است . علف نروئيده باد برعكس زياد مىآيد و خنك مىكند . باران جوزا اگر در دشت بىفايده باشد در اينجاها فايده دارد . هوا گرم شده پشه بيرون آمده ، ميوه هيچ نيست .
كشته شدن يفرم
به تواتر خبر مىرسد يفرم را كشتهاند ، نعش او را از قزوين طهران بردند . امروز مشهدى اكبر از فيشان آمد مىگفت سيد بزرگ از شهر براى برادرش سيد قوام نوشته بود يفرم كشته شده متعاقب ملا عيسى از چالهكوه آمد كه رفته بود پنير ما را از گلههاى آتانى بگيرد گفت يفرم را كشتهاند . چهار نفر ديگر از آن جمله ميرزا غفار است و اينطور مىگفتند يفرم خواسته شبيخون به سپاه مجلل بزند آنها فهميده [ اند ] و قريه را خالى مىكنند ، يفرم كه وارد مىشود دورتادور ده را سپاه مجلل محاصره كرده همه را مىكشند . سر يفرم را براى مجلل مىبرند ، تنهء او را قزوين آورده حمل طهران مىكنند .
حالا اگر اين خبر صدق باشد نه مثل آنكه سيصد بار او را كشتند به گور كردند و دروغ درآمد . شكست مفصلى وارد شده و سردار قابلى را از دست دادند كه همه عمر خود را قبل از اين دو سال به آجرپزى و عملگى راه شوسه رشت گذرانده بود . اگر دموكراتها به آن كرّوفر باقى بودند حالا ورود نعش او به طهران و تشييع جنازهء او از ايام تماشائى دورهء ما بود ، افسوس صد افسوس كه آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت ! همه محبوس ، همه تبعيد ، همه گرفتار هستند . باز ملا عيسى مىگفت محمد على شهر قزوين است و منتظر مال است كه ملكهخانم را بياورد و دور نيست فردا يا پسفردا وارد قلعه شود .
شب است آقاجان زواركى از شهر آمد مكتوب بسيار مختصرى از شيخ ابراهيم رسانيد ( ملكه خانم انشاء اللّه فردا يا پسفردا با محمد على حركت مىكند ، تنخواه روانه كنيد . )