تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 2693

مساهمون:

ص٢٦٩٣

قشون روس در قزوين

امروز در روزنامهء مجلس كه شيخ يحيى متصدى است و چون مجلس نيست مطالب ديگر مىنويسد ورود هزار و دويست نفر قشون روس را به قزوين با هفت عراده توپ و الحاق اين جمع [ را ] به هشتصد نفر كه سابق وارد شده بودند با آب و تابى نوشته بود . ديدم كسانى كه باور نمىكردند امروز يقينشان شده بود .

زنجان

معين الدوله را اصرار دارند زنجان برود . براى آنكه فعلا آنجا است كه اسم مشروطه نيست . اما آنچه مىكنند صد مجاهد و صد بختيارى بتوانند همراه او كنند ممكن نمىشود . همانطور كه سابقا حدس زده و نوشته بودم شده . متصل درشكهء كرايه سوارند خانهء . . . . دو روز ديگر كوفت و سوزاك همه را تمام مىكند . پول هم كه هيچ نيست و تا نباشد كار راه نمىافتد .

مجاهدين شنبه

امير مكرم اعظام الدولهء لاريجانى ديروز وارد شد با سيصد نفر . مجاهدين كه از خارج آمدند مال طهران را مجاهدين روز شنبه مىگويند كه همه تفاصيل تمام شده بود . حالا اين شخص هم مثل مجاهدين شنبه است . اما با خود تحفه‌اى آورده كه بسيار مردم خوششان آمد .

حبس مفاخر الملك

مفاخر الملك احمق هم مثل سيد جمال زرگنده و سفارت روس را گذاشته با تبديل لباس از راه مازندران به سمت روسيه مىرفت . تفنگ سه تير « لوبل » داشت . اين تفنگهاى لوبل بسى مردم را به گائيدن داده و من بعد مىدهد . براى گرفتن تفنگ به سراغش رفتند و معلوم شد آقاى مفاخر است دستگير كرده آوردند ، فعلا حبس است و استنطاق مىكنند مثل استنطاقهاى باغ شاه . امير مكرم گفته بود نرسيده به شمس آباد كمرد سوارى ديدم تفنگ لوبل داشت . گفت براى حفظ راه مأمور سپهدار هستم . بعد گفت سارى مىروم مطالبات دارم . او را گرفتم از عقب مىآوردند . بعد شخصى را به لباس رعايا سوار الاغ ديديم كه يك دستمال بزرگى